جلّت عظمته و عمّ نواله - به ارادت ازلى و حكم لم يزلى هر مقبولى را از عباد به تاج كرامت سرافرازد ، هر قابلى را از بندگان به خلعت عنايت بين الاقران ممتاز گرداند ، اولا به انواع تجرع « 1 » محن و امور غريب « 2 » و الوان تجرب فتن و « 3 » وقايع عجيب مجرب گرداند و كمتر حكمتى در اين آن تواند بود كه به احوال درماندگان [ آگاه ] « 4 » و در حدوث وقايع دانا گردد تا به چشم مرحمت در حال ضعيفان نگرد و به عقل و كياست ، نظام ملك و ملت را منتظم دارد ، چنان كه حكايت مقرب درگاه حضرت ملك حكيم « 5 » و معزّز بارگاه رحيم عليم ، موسى كليم را - صلوات اللّه و سلامه عليه و على نبيّنا - در سلسلة الذهب حضرت مخدومى ، فخر الانامى و شيخ الاسلامى ، نور الملّة و الدين ، عبد الرحمان جامى نظم فرمودهاند « 6 » .
حكايت
روزى از روزها كليم خدا * كه زدى گام در حريم وفا
در شبانى برون نهاد قدم * برهء كرده « 7 » ناگه از رمه رم
بره « 8 » هر سو دوان و او در پى * كرد بسيار كوه و هامون طى
آخرش سست شد ز سختى رگ * دست و پا بازماندهاش از تك
موى او را گرفت و پيش نشاند « 9 » * اشك رحمت به روى خويش نشاند
خوى او از غضب نگشته درشت « 10 » * نرم نرمش كشيد دست به پشت
كين رميدن پى چه بود آخر * زين دويدن تو را چه سود آخر
كوشش من كه « 11 » در قفاى تو بود * نه از براى خود ، از براى تو بود
گر تو را با تو واگذاشتمى * لطف خود از تو بازداشتمى
بهر گرگ پليد خون آشام * طعمه چاشت مىشدى يا شام
آنگهش جا به گردن خود كرد * عزم رفتن به سوى مقصد كرد
هامش
( 1 ) . نت : + و .
( 2 ) . نت : - و امور غريب .
( 3 ) . نت : - و .
( 4 ) . نب : - آگاه .
( 5 ) . نت : عليم .
( 6 ) . نت : فرمود .
( 7 ) . نت : كرد .
( 8 ) . نت : بود .
( 9 ) . نت : نماند .
( 10 ) . نت : درست .
( 11 ) . نت : - كه .