ساخت ، « 1 » ما دوستى را به خويش و پيوندى مبدل گردانيم . به سه پسر ميرزا سلطان ابو سعيد كه سلطان احمد ميرزا و سلطان محمود ميرزا و عمر شيخ ميرزااند ، سه مخدره از مخدرات « 2 » قباب عزّ و شرف كه مهر نگار ( 104 پ ) خانيم و سلطان نگار خانيم « 3 » و قوتلوق نگار خانيماند تفويض فرمود « 4 » و شرح ايشان مذكور شده است .
چون ولايت عمر شيخ ميرزا كه فرغانه بود ، در نيلى مغولستان واقع است ، از آن جهت از « 5 » اين سه ميرزا ، عمر شيخ را « 6 » مباسطت و مصادقت بيشتر از همه بود ، چنان كه از فرزندان يونس خان متميز « 7 » نبود . هرگاه كه خواستندى به ولايت يك ديگر ، به خانههاى يكديگر ، آمد شد مىكردند و « 8 » آنچه حاضر بودى زياده از آن تكليفى نرفتى .
وقتى كه بابر پادشاه متولد شد ، براى بشارت پيش خان ، كس فرستادند . خان از مغولستان آمد ، مدتها با هم بودند و در سر تراشيدن پادشاه ، هر كدامى جشنها ساختند چنان كه يونس خان و عمر شيخ ميرزا با هم مباسطت نمودند كه هيچ دو پادشاه را ميسر نشده باشد . بالجمله پادشاه ، ششم محرم ، در سنه ثمان « 9 » و ثمانين و ثمانمايه متولد شد . مولانا منير مرغنانى كه يك از علماء متبحر اولوغ بيگى بود ، « شش محرم » 45 تاريخ يافته است . التماس نام از « 10 » حضرت ايشان - قدّس سرّه - نمودهاند ، به خطاب ظهير الدين محمد ، مشرف ساختهاند و در آن زمان جغتاى بسى بزرگ بوده ، مثل اين زمان بازارى نبودهاند ، در السنه ايشان ، ظهير الدين محمد « 11 » به دشوارى جارى مىشد « 12 » ، بابر نام نهادهاند . در خطبات و مناشير ظهير الدين محمد بابر مىخوانند و ثبت « 13 » مىكردند ، اما به بابر پادشاه مشهور شد . اما نسبت او عمر شيخ گوركان ابن سلطان ابو سعيد گوركان ابن سلطان محمد ميرزا ابن ميرانشاه « 14 » ميرزا « 15 » ابن امير تيمور گوركان است و از جانب والده ، قوتلوق نگار خانيم ، بنت يونس خان ابن اويس خان ابن شير على
هامش
( 1 ) . نت : - به چه خير . . . ساخت .
( 2 ) . نت : مخدورات .
( 3 ) . نت : - نگار خانيم .
( 4 ) . نت : فرمودند .
( 5 ) . نت : - از .
( 6 ) . نب : - را .
( 7 ) . نب : بتيمو .
( 8 ) . نت : - و .
( 9 ) . نت : ثمانه .
( 10 ) . نت : - از .
( 11 ) . نت : - مشرف ساختهاند . . . محمد .
( 12 ) . نت : شد .
( 13 ) . نت : شب .
( 14 ) . نت : ميرزانشاه .
( 15 ) . نت : - ميرزا .