ثمان و اربعين و تسعمايه 23 است در يورت پدر به استقلال « 1 » پادشاه است . واقعات او در اين « مختصر » ، آنچه موقوف عليه باشد « 2 » تحرير خواهد يافت ؛
دوم ، اسكندر سلطان است . او بعد از پدر به اندك زمانى به مرگ طبيعى « 3 » با پدر ملحق شد ؛ سيوم ، سلطان سعيد خان است . احوال او به شرح خواهد آمد . در اين « مختصر » « 4 » هر جا كه خان مطلق گفته شود ، مقصود ايشان ( 98 ر ) خواهند بود ؛
چهارم ، باباجاق سلطان است و الى يومنا در ملازمت منصور خان است ؛
و پنجم « 5 » ، شيخ محمد سلطان است . بعد از سنه اربعين و تسعمايه « 6 » 24 در زلزله مع چند فرزند و حرم خانه بر بالاى ايشان فرود آمد ؛
ششم ايشان ، سلطان خليل سلطان بود . بعضى از حالات وى در اثناى احوال سلطان سعيد خان مذكور خواهد شد ؛
هفتم ايشان ، ايمن خواجه سلطان است . احوال اين سلطان نيز در ذكر سلطان سعيد خان خواهد آمد ؛ هشتم ، چين تيمور سلطان است . مدتها در ملازمت منصور خان بود ، در آخر گريخته به ملازمت خان آمد . منصور خان طلب داشت ، باز فرستادند ، مكرر اين صورت واقع شد . آخر الامر گريخته در هندوستان پيش بابر پادشاه رفت . خدمات لايقه از دست وى برآمد . پادشاه در غايت عزت و حرمت ، رعايت او كردند . در آگره به اسهال كبد « 7 » 25 درگذشت . در همانجا مدفون شد ؛
نهم ايشان ، يوسون تيمور سلطان است . اين مثل برادر ، [ از ] « 8 » آمد شد ميان دو خان به تنگ آمده گريخته به طرف قزاق افتاد و از آنجا به توران قزان « 9 » افتاد و از آنجا به بخارا پيش عبيد اللّه خان رفت و از آنجا گريخته پيش بابر پادشاه رفت و او را نيز پادشاه « 10 » معزّز داشت . الى يومنا در هندوستان است ؛
دهم ، توخته بوغه سلطان است . او نيز به هندوستان افتاد . در هندوستان به مرگ
هامش
( 1 ) . نت : اسقبال .
( 2 ) . نگ : - آنچه . . . باشد .
( 3 ) . نت : - طبيعى .
( 4 ) . نت : مقتصر .
( 5 ) . نت : + شاه .
( 6 ) . نگ : - بعد از . . . تسعمايه .
( 7 ) . نت : كبيد .
( 8 ) . نب ، نت : - از .
( 9 ) . نگ : - قزان .
( 10 ) . نت : - رفت و او را نيز پادشاه .