اللَّهِ تَوْبَةً [ نَصُوحاً ]
422 بىبا و ها كه حرفين آخرين توبه باشد ، تاريخ مىشود . چون حضرت مخدومى ، ارشادپناهى ، خواجه بهاء الدين محمود - سلّمه اللّه تعالى و ابقاه - كه مشهور به خواجه خاوند محمودند به « 1 » كاشغر آمدند و خان در ربقه ارادت « 2 » ايشان درآمد و در سلك دولت ملازمان ايشان منسلك شد « 3 » و بعد از پنج سال توبه اول از جميع مناهى كرده شد و توبه او تمام شد ، آيت نيز تمام تاريخ مىشود كه
تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً
، 423 و اين لطيفه غريب است . بعد از آنكه داخل طريقه عليه « 4 » خواجگان شد - قدّس اللّه ارواحهم - بغايت عدالت و طريقه مرضيه سنيه پيش گرفت « 5 » . محاسن اخلاق و مكارم اطوار او به نوعى شد كه غالبا پيش از وى از خواقين به اين چاشنى به غير اويس خان كسى كمتر گذشته باشد ، و اللّه اعلم ، و شرح احوال مبارك او را كسى كه « 6 » خواهد كه به تفصيل داند در دفتر دويم بايد طلبيد . « 7 »
ذكر عبد الرشيد خان ابن سلطان سعيد خان
امروز كه تاريخ سنه ثلاث و خمسين و تسعمايه 424 است ، در سرير سلطنت خانى و بر اورنگ « 8 » مسند خانى ، « 9 » جاى نشين حضرت سعيد خانى ، ولد امجد او عبد الرشيد خان است و اين تاريخ را بنده احقر ، محمد حيدر به نام نامى و القاب گرامى او مزين و مرتب گردانيده ، ابتداء تاريخ كه از ذكر توغلقتمور خان است كه از خواقين مغول به شرف اسلام مشرف شده است تا سلطان يونس خان آنچه از ثقات « 10 » روات استماع افتاده بود و نقيض روايتى نشده بود ، آن را در قيد كتابت آورده شده است و آنچه روايت به اختلاف استماع افتاده « 11 » آن را « 12 » ثبت كرده نشده است جهت احتمال كذب را ، و آنچه يونس « 13 » خان اين طرف بوده تا اختتام كار سلطان سعيد خان به شرح در دفتر دويم نوشته شده است ، اينجا نيز اگر به شرح نوشته مىشد ، بعد از آنكه تطويل تمام داشت « 14 » مكرر و مطول مىشد ، « 15 »
هامش
( 1 ) . نت : محمود خان به .
( 2 ) . نت : ولادت .
( 3 ) . نت : شده .
( 4 ) . نت : غلبه .
( 5 ) . نت : گرفته .
( 6 ) . نت : - كه .
( 7 ) . نت : - و در برش بهلاى . . . طلبيد .
( 8 ) . نت : اوزبك .
( 9 ) . نگ : - و بر اورنگ مسند خانى .
( 10 ) . نت : آنچه لغات .
( 11 ) . نت : + از .
( 12 ) . نت : - را .
( 13 ) . نت : كذب روايحه از يونس .
( 14 ) . نت : تطويل داشت تمام .
( 15 ) . نت : + بعد از آنكه .