قندوز است به وى داد . وى در آنجا به دست كفره كتور « 1 » شهيد شد . 331
بالجمله بعد از رفتن مير عبد القدوس قوت « 2 » ميرزا ابابكر زياده شد و به خديعت و نيرنگ ، « 3 » امراى كلان و سروران معتبر از « 4 » پيش محمد حيدر ميرزا اخراج كرد و مير عبد القدوس را اين « 5 » چنين شكست داد و در كار و بار محمد حيدر ميرزا رونقى چندان نماند و جماك آغا از كرده پشيمان شد ، فايده نكرد . آخر الامر محمد حيدر ميرزا لشكرى از پياده و سوار ، قريب سى هزار ترتيب نمود و بر سر ميرزا ابابكر رفت . وى به « 6 » سه هزار كس به مقابه استقبال نمود . جنگى صعب دست داد . آخر الامر شكست بر جانب محمد حيدر ميرزا افتاد . « 7 » محمد حيدر ميرزا شكسته به كاشغر آمد . شرح اين احوال را « 8 » با خان بزرگوار خود يونس خان انها كرد « 9 » ، از وى مدد طلبيد . خان پانزده « 10 » هزار كس را از لشكر خود انتخاب نمود از جهت شفقت خاليت ، خود متوجه به طرف « 11 » ميرزا ابابكر شد . ( 62 پ ) محمد حيدر ميرزا بار ديگر ترتيب لشكر كرده به خان همراه متوجه ياركند شد .
ميرزا « 12 » ابابكر قلعههاى ياركند را متحصن شد . خان در طرف شرقى قلعه ياركند نزول فرمود روز ديگر ميرزا ابابكر بيرون قلعه در محلات سوار و پياده را ترتيب « 13 » نمود برآمد .
همان سه هزار كس بود كه همه ميرزادهها و برادرزادههاى مير سيد على « 14 » بودند كه محمد حيدر ميرزا از ايشان غافل مانده بود و ميرزا ابابكر ايشان را جمع ساخته بود . خان نيز با لشكر جرار و « 15 » محمد حيدر ميرزا از طرفى متوجه شدند .
وى به محمد حيدر ميرزا چندان متوجه نشد . به خان زور « 16 » آورد . بعد از كر و « 17 » فر بسيار ، خان را هزيمت داد و چون خان به هزيمت رفت « 18 » ، محمد حيدر ميرزا نيز از طرفى فرار نمود . لشكر بدين عظيمى را در هم شكست . « 19 » چون خان و محمد حيدر ميرزا به
هامش
( 1 ) . نت : كنوز .
( 2 ) . نت : عبد الله و قوت .
( 3 ) . نت : خديعت و نه نرديك .
( 4 ) . نت : را .
( 5 ) . نت : را با هم .
( 6 ) . نت : - به .
( 7 ) . نت : - محمد حيدر ميرزا لشكرى از پياده . . . افتاد .
( 8 ) . نت : - را .
( 9 ) . نت : كرده .
( 10 ) . نگ : پنجاه .
( 11 ) . نت : طريق .
( 12 ) . نت : به خان متوجه همراه ياركندست ميرزا .
( 13 ) . نت : پياده در تيپ .
( 14 ) . نت : همه ميرزادههاى مير سيد على .
( 15 ) . نت : - و .
( 16 ) . نب : روز .
( 17 ) . نت : كرد .
( 18 ) . نت : - رفت .
( 19 ) . نت : + و .