كردند تا در تاريخ نهصد و بيست و يك به كاشغر آمده در آنجا وفات كرد . در مقبره سيد « 1 » على دفن كردند .
بالجمله ميرزا ابابكر از كار برادر فارغ شده متوجه ختن گشت . در مرتبه اول به صلح بازگشت . در مرتبه دويم باز مهم « 2 » را به صلح قرار دادند . هر دو ، سوار با يكديگر ملاقات كردند ، بعد از مذاكره « 3 » سخنان و مصالح امور در تأكيد سوگند به كلام اللّه قرار يافت و ميرزا ابابكر به ملازمان خود قرار داده بود . كلام اللّه 328 را به « 4 » يكى از خواص خود داد كه پيش خان نظر ببر . آن مرد كلام اللّه را كه پيش خان نظر ميرزا [ برد ، خان نظر ميرزا دست دراز كرد تا كلام اللّه را گيرد . اين مردم به دو دست خان نظر ميرزا ] « 5 » درآويخت . از هر طرف به شمشير حمله كردند . ملازمان ميرزا ابابكر همه بر اين قرار داده مهيا ايستاده بودند . وى از اين حال غافل بود . ديگر كسى را از ملازمان خان نظر ميرزا مجال دست يازيدن نبود . روى به گريز نهادند و چند كس ديگر او را با قول نظر ميرزا مقرر « 6 » كرده بودند ، ايشان قول نظر ميرزا را پيچيدند . اين هر دو برادر را به زخم شمشير از هم گذرانيدند ، به اين خديعت تخم ايشان را از ولايت ختن برانداخت و ختن را استخلاص نمود و قوت تمام يافت . بعد از اتمام كار ايشان ، زود بر عم خود محمد حيدر ميرزا خروج كرد . « 7 »
ذكر خديعت ابابكر ميرزا با محمد حيدر ميرزا و بدر كردن محمد حيدر ميرزا امراى خود را به « 8 » سخن ميرزا ابابكر
بعد از وفات سانيز ميرزا ، دوست محمد خان ، چنان كه مذكور شد حرم سانيز ميرزا جماك آغا را گرفت و كاشغر را به محمد حيدر ميرزا داد و اين وقايع در تاريخ سنه تسع و ستين و ثمانمايه 329 بود . بعد از وفات دوست محمد خان ، محمد « 9 » حيدر ميرزا ، جماك آغا را كه مادر ميرزا ابابكر و عمر ميرزا باشد ، در حباله نكاح آورد . محمد حيدر ميرزا را از جماك آغا دو پسر شده ، پدرم محمد حسين گوركان و عمّم سيد محمد ميرزا . چون
هامش
( 1 ) . نت : وفات كرد و مقبر سيد .
( 2 ) . نت : بهم .
( 3 ) . نت : تذكره .
( 4 ) . نت : با .
( 5 ) . نب : - برد خان نظر . . . ميرزا .
( 6 ) . مكرر .
( 7 ) . نگ : + فصل پنجاه و سوم .
( 8 ) . نت : - به .
( 9 ) . نت : - محمد .