جهانگير را منغلاى ساخته از پيش روان گردانيد و به نفس مبارك با « 1 » قول لشكر « 2 » از عقب توجه نمود و چون به بخارا رسيد ، عساكر گردون مآثر را ترتيب داده و آراسته از آنجا نهضت نمود « 3 » و به رباط ملك نزول فرمود .
شاهزاده به موضع كرمينه به دشمنان رسيد و از جانبين صفها بركشيده جنگ در پيوست .
نظم :
پر از ناله كوس شد گوش دهر « 4 » * بيفشاند شمشير كين زهر قهر « 5 »
تو گفتى كه الماس مرجان فشاند * چه مرجان كه در كين همه جان فشاند « 6 »
اميرزاده جهانگير كه « 7 » به تأييد نعم النصير 183 پيوسته در ضمان فتح و نصرت اين دولت ابد پيوند بوده است بر مخالفان غالب آمد و ايشان گريخته به دشت قپچاق رفتند و به ارس 184 خان پناه بردند و ملازم آن درگاه شدند و حضرت صاحبقران مظفر و كامياب به مستقر سرير سلطنت مآب به سعادت نزول فرموده الوس جلاير را به امرا قسمت كرده متفرق و پراكنده ساخت و اميرزاده عمر شيخ را به حكومت اندكان « 8 » فرستاد .
و عادلشاه و ساربوغا به ملازمت ارس خان قيام نمودند و آخر الامر عرق شرارت و فسادشان به حركت آمد و در وقتى كه ارس خان « 9 » به ييلاق رفته بود ، عزم گريز كرده تيغ غدر از نيام بيوفايى بركشيدند و با اوچى بى گماشته خان بود جنگ كردند و او را به قتل آورده از آنجا بگريختند و به الوس جته « 10 » كه عبارت از مغولستان است ، پيش قمرالدين رفتند و او را بر فتنه و فساد تحريض نمودند ، « 11 »
بيت : « 12 »
از جوهر بر همه تباهى خيزد ( 33 ر ) * شور و شر افساد و مناهى خيزد
هامش
( 1 ) . نت : تا .
( 2 ) . نگ : با لشكرى عظيم .
( 3 ) . نت : نموده .
( 4 ) . نت : سپهر .
( 5 ) . نت : شمشير گردون ز قهر .
( 6 ) . نگ : - نظم پر از ناله . . . جان فشاند .
( 7 ) . نت : - كه .
( 8 ) . نگ : + [ اندجان ] .
( 9 ) . نت : - قيام نمودند . . . ارس خان .
( 10 ) . نت : حبه .
( 11 ) . نگ : + فصل بيست و يكم .
( 12 ) . نت : - بيت .