جهانگير به سعادت معاودت نموده در آن محل به شرف پاىبوس سرافراز گشت و غنايم بسيار از برده و اسب و گوسفند پيش كرد و دلشاد آغا را به دولت بساط بوس حضرت اعلى ، جوانبخت و دلشاد گردانيد .
[ بيت ] « 1 » :
كه پيوسته صاحبقران شاد باد * هزارش كنيزك چو دلشاد باد
و با وجود صغر سن از فرّ اقبال حضرت صاحبقران ، چنان كارى بزرگ از دست او برآمد . مصراع ، وزان دولت اينها نباشد غريب « 2 » . و حضرت صاحبقران از آنجا نهضت فرموده به آتباشى فرود آمد و از آنجا به صحراى ارته « 3 » بارى « 4 » 165 نقل نموده چند روز به عشرت و كامرانى توقف فرمود و مباركشاه مكريت كه از اميران هزاره بود « 5 » و از هواخواهان قديم آن حضرت ، مراسم طوى و تقوز به تقديم رسانيده به انواع خدمتهاى ( 30 ر ) شايسته ، تقرب جست .
بيت :
كمر بسته در بندگى استوار * به درگاه فرمان ده كامكار « 6 »
و عاطفت پادشاهانه ايل سالار اغلن و حسين را كه در اين سفر سپرى شده بود ، به پسرش خدايداد ارزانى داشت « 7 » .
نقل از ظفرنامه « 8 » گفتار در زفاف همايون صاحبقران فرمان روا با سرادق ابهت پناه دلشاد آغا « 9 »
قال اللّه تبارك و تعالى :
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
. 166 چون سعت رحمت الهى جواز تعدد انحكه و جمع ميان ازواج به صيغه امر كرامت فرموده ، « 10 » صاحبقران جوانبخت را در آن منزل خجسته و صحراى دلگشاى ، داعيه
هامش
( 1 ) . نب : - بيت .
( 2 ) . نگ : - كه پيوسته غريب .
( 3 ) . نگ : آرپا .
( 4 ) . نگ : يازى .
( 5 ) . نگ : مكريت كه فرمانده 9000 بود .
( 6 ) . نگ : - بيت . . . كامكار .
( 7 ) . نگ : + فصل نوزدهم .
( 8 ) . نگ : - نقل از ظفرنامه .
( 9 ) . نگ : - فرمان روا . . . آغا .
( 10 ) . نگ : - چون سعت رحمت . . . فرموده .