متوجه سالى سراى شد و حضرت صاحبقران خانه و ايل خود را از آب گذرانيده به يورت قديم فرستاد و به عزم استقبال اميرحسين سوار شد و در جلگاى بغلان « 1 » 147 اتفاق ملاقات افتاد و يكديگر را در كنار گرفته رسم « 2 » مراعات از جانبين به تقديم پيوست و از گذشته و آينده ، سخنها گفتند و در باب حال ، ماضى و مستقبل ، گهرها به الماس سخن سفته گشت « 3 » و رأى بر آن قرار گرفت كه اول بهار به اتفاق متوجه سمرقند شوند و حضرت صاحبقران به سعادت معاودت نمود و از جيحون گذشته و منازل طى كرده به قرشى نزول فرمود « 4 » . سبب اشتهار آن شهر به قرشى ، آن شد كه كبك « 5 » خان در دو « 6 » فرسخى نسف « 7 » و نخشب ، قصرى بنا نمود و مغول قصر را قرشى خوانند و آن حضرت فصل زمستان در آنجا توقف نموده به عمارت حصار قرشى فرمان داد و به فرّ دولت روزافزون ، هم در آن زمستان تمام شد . « 8 »
بيت : « 9 »
هرچه دلش خواست ، قضا راست « 10 » داشت « 11 » * دست روان تخم اميدى كه كاشت « 12 »
گفتار در اختمام كار الياس خواجهخان ( 26 ر ) و آنچه بعد از وفات وى واقعه شده و « 13 » مخالفت و استيلاى امير قمر الدين
در افواه مغول از الياس خواجهخان مذكور ، هيچ حكايت و روايت نيست و از تحرير ظفرنامه ، احوال او چنان معلوم مىشود كه بعد وفات توغلقتمورخان ، امر خانيت بر وى مقرر گشته « 14 » است « 15 » . مدت خانيت او از پس پدر و بعد از جنگ لاى و ظفر يافتن و محاصره سمرقند و مراجعت از جهت تلف شدن مراكب ، قليلى بوده است و آنچه مغول بعد از وفات توغلقتمورخان روايت مىكنند كه عنقريب مشرح خواهد شد ، غالب بعد از وفات الياس خواجهخان بوده باشد ، اللّه اعلم . اما وقايعى كه بعد از وفات توغلقتمور
هامش
( 1 ) . نگ : بقلان .
( 2 ) . نت : را گرفته در كنار رسم .
( 3 ) . نگ : - و در باب . . . سفته گشت .
( 4 ) . نت : فرموده و .
( 5 ) . نگ : كپك .
( 6 ) . نگ : + و نيم .
( 7 ) . نت : نسب / نگ : - نسف .
( 8 ) . نگ : + فصل شانزدهم .
( 9 ) . نت : فرد .
( 10 ) . نت : دست .
( 11 ) . نت : داد .
( 12 ) . نگ : - بيت . . . كاشت .
( 13 ) . نت : - و .
( 14 ) . نت : گشت .
( 15 ) . نت : - است .