داود خواجه و هندو شاه را تخويف كرد كه فلان كس يعنى حضرت صاحبقران به خاطر دارد كه شما را گرفته پيش اميرحسين فرستد و او بىتوقف شما را نيست خواهد ساخت . ايشان را خوف و هراس غالب شده ، فرار اختيار كرده به جانب دشمن شتافتند و چون به موضع كوكنك رسيدند از لشكر جته « 1 » ، كبك « 2 » تمور پسر الغ « 3 » توقتمور و شيراول « 4 » و انگرچاق « 5 » حاجى بيك به رسم منغلاى پيش آمده بودند . ايشان را عجرجى « 6 » شده ، به سرتمور خواجه اغلن و جاروجى و عباس آوردند و ايشان را هزيمت داده عقد جمعيت آن سپاه از هم فرو گسست . حضرت صاحبقران چون از آن حال آگاه گشت ، دانست كه در كار دولت هنوز عقده تعويقى باقى است و سخت كوشى فايده نخواهد داد . عربيه ؛
على المرء ان يستحى لتحسين حاله * و ليس عليه ان يساعده الدّهر « 7 » 142
از آب آمويه عبور 143 فرمود و بلخ را مخيم نزول همايون ساخته ، قومان « 8 » و ايل خود را كه ( 25 ر ) متفرق شده بودند جمع آورد و تومان كبك « 9 » خان و تومان ايلچى « 10 » بوغا سلدوز را نيز گردآورى فرمود و جمعى را به ضبط و محافظت كنار آب نامزد فرمود تا شرايط حزم و احتياط را مرعى داشته از سوانح امور بر نقير و قمطير « 11 » 144 باخبر باشند و تمور خواجه اغلن را به جريمه تقصيرى كه از او صدور يافته بود ، سياست فرمود و به انتظار طلوع آفتاب دولت و جهانبانى به صبوح عشرت و كامرانى مشغول گشت .
بيت : « 12 »
هر دم كه توانى به عشرت گذرانى * فرصت شمر اى خواجه درين عالم فانى « 13 »
[ محاصره كردن لشكر جته سمرقند را ] « 14 »
چون لشكر جته « 15 » به سمرقند رسيد و در آن وقت حصارى نداشت ، مولانا زادهء
هامش
( 1 ) . نت : جبه .
( 2 ) . نگ : كپك .
( 3 ) . نت : ابولغ .
( 4 ) . نگ : شراول .
( 5 ) . نگ : + پسر .
( 6 ) . نگ : راهنما .
( 7 ) . نگ : - عربيه . . . الدهر .
( 8 ) . نگ : - قومان .
( 9 ) . نگ : كپك .
( 10 ) . نگ : - ايلچى .
( 11 ) . نگ : - نقير و قمطير .
( 12 ) . نگ : + فصل پانزدهم .
( 13 ) . نگ : - بيت هر دم كه . . . فانى .
( 14 ) . نب ، نت : - محاصره . . . سمرقند را .
( 15 ) . نت : جبه .