مساهله كه امرا با مخالفان كرده بودند و عرصه معارضه و محاربه به صلح ريخته استنكاف « 1 » داشت ، يعنى ،
بيت : « 2 »
سگ كيست روباه ريزيده چنگ * كه با شير صلحش بود دفع جنگ « 3 »
لاجرم به نفس مبارك عزم آن صوب ، جزم فرموده ، يرليغ همايون در باب جمع آمدن سپاه به هر طرف روان شده « 4 » و عساكر منصوره از اطراف و اكناف در حركت آمده ، « 5 »
بيت : « 6 »
سپاه انجمن شد به درگاه شاه * نبرد آزمايان نصرت پناه « 7 »
ز ريگ بيابان فزون از شمار * به رزم اندرون شير دشمن شكار
سپاهى سراسر چو غرنده ميغ * به جنگ اندرون همچو برنده تيغ
روان كرد لشكر شه نيك بخت * چو ريگ بيابان و برگ درخت
به جنبش درآمد سپاهى كه « 8 » كوه * گدازان شد از گرمى آن گروه « 9 »
و چون رايت ظفرنگار به سعادت از « 10 » سيرام و ينگى 153 بگذشت از ميامن تولايى ( 27 پ ) كه آن حضرت ، به دودمان مبارك حضرت - عليه الصلاة و السلام - داشت ، از كرامت بالرعب ، مسيرت شهر مخصوص گشته ، « 11 » مخالف به مجرد توجه آن حضرت ، از هم فرو ريخته بگريخت . حضرت صاحب قران كامكار با لشكر جرار تا موضع سنگريغاج 154 برفت . لشكر ظفر قرين را اسير بسيار و غنيمت بىشمار به دست افتاد « 12 » و رايت فتح آيت با « 13 » كرايم غنايم بيرون از حصر و شمار در كنف حفظ پروردگار بازگشت و در موضع ادون گورى 155 امير موسى و زنده حشم با وجود سوابق الطاف و لواحق اعطاف كه حضرت صاحبقران درباره ايشان به كرات ارزانى داشته بود ، باز آغاز مكر « 14 »
هامش
( 1 ) . نت : استكان .
( 2 ) . نت : فرد .
( 3 ) . نگ : - بيت سگ . . . دفع جنگ .
( 4 ) . نت : - شده .
( 5 ) . نگ : - و عساكر . . . حركت آمده .
( 6 ) . نت : نظم .
( 7 ) . نگ : - نبرد . . . پناه .
( 8 ) . نت : چو .
( 9 ) . نگ : - به رزم اندرون . . . آن گروه .
( 10 ) . نگ : و چون او از .
( 11 ) . نگ : - از ميامن تولايى . . . گشته .
( 12 ) . نت : آوردند .
( 13 ) . نت : بار .
( 14 ) . نت : باز دغدغه و مكر .