ابن تومنه ابن بايسنغر ابن قايدو و ابن دومتين « 1 » ابن بوقا ابن بورنجرخان « 2 » پسر الانقوا « 3 » كورك لوك است و زنى 11 بود عفيفه ، عبارت مقدمه ظفرنامه در حكايت او بدين جنس است كه آن نور و روشنى به كام او فرو شد ، در خود نوع آبستنى يافت ، چنانچه مريم بنت عمران به نفح جبرئيل - عليه السلام - بىواسطهء پدر آبستن شد و هر دو از قدرت خداى ، غريب نيست .
بيت : « 4 » ( 6 پ )
حكايات مريم اگر بشنوى * به احوال « الانقوا » بگروى « 5 »
مقصود در كتاب ، اين حكايات نيست . اين بورنجرخان بىپدر از مادر بزاد اما نسب مادرش الانقوا كورك لوك مشروح و مثبت است در تمام تاريخها با يافث ابن نوح - عليه « 6 » السلام - مىرسد . احوال هر يك از اجداد الانقوا كورك لوك به تفضيل در تواريخ هست و اينجا از جهت تطويل آورده نشد و « 7 » مشروط در اين كتاب آن است كه بعد از اسلام ، مغول مذكور گردد و قبل از اسلام گفته نشده است « 8 » و تمهيد اين معنى در اول كتاب گذشت . « 9 »
گفتار « 10 » در ابتداء احوال توغلقتمورخان
از افواه ثقات مغول ، بنده چنين استماع دارم و پدر و عمّم - اسكنهما « 11 » اللّه فى رياض جنانه - « 12 » چنين روايت مىكردند كه ايسان بوغاخان 12 را كه پدر توغلقتمورخان است حرم كلانى بود ساتيلمش « 13 » خاتون نام و حرم ديگر داشت منليك « 14 » نام . خان را هيچ فرزندى نبود و « 15 » ساتيلمش خاتون عقيمه بود . خان به لشكرى رفت چنان كه رسم قديم مغول است كه اختيار حرمها را حرم كلان دارد هر كدام را خواهد نگاه دارد و هر كدام خواهد به شوهر دهد ، اين ساتيلمش خاتون معلوم كرد كه اين منليك خاتون از خان
هامش
( 1 ) . نگ : دوتومنين .
( 2 ) . نت : نور نجر .
( 3 ) . نب ، نت : الانقو .
( 4 ) . نت : - بيت / نگ : نظم .
( 5 ) . نگ : - حكايات مريم . . . بگروى .
( 6 ) . عليهما .
( 7 ) . نت : - و .
( 8 ) . نگ : + فصل دوم .
( 9 ) . نگ : - تمهيد . . . گذشت .
( 10 ) . نت ، نگ : - گفتار .
( 11 ) . نب ، نت : اسكنها .
( 12 ) . نگ : - اسكنهما . . . جنانه .
( 13 ) . نت : ساسلمش .
( 14 ) . نب : منلك .
( 15 ) . نت : - و .