بخش 4 مردم - مغول ، ترك ، و اويغور « 1 »
مردم از نواحى نزديك مصب ولگا
آميخته با خشونت ، تيراندازان سياه جنوب ؛
. . . رؤساى قوم اوزبك ،
كاكلهاى حواصلى خود را با وقارى نظامى بافتهاند ؛
تراكمه ، در حالى كه گلههاى بيشمارشان را به پيش انداختهاند
از مراتع معطر شمال ؛
جنگجويان خشن تپههاى فيروزهاى - و آنها
كه ساكن آن سوى برفهاى هميشه پايدار
هندوكش هستند ، در آزادىاى توفانى پرورش مىيابند ، . . .
- پيامبر نقابدار خراسان
در بخش سابق الذكر مناسب ديده شد كه كلمه مغولستان به بخشى اطلاق گردد كه متعاقب ايام چغتاى خان در تصرف اخلاف منقولان بود ، در اين ميان ، به هنگام گفتگو از مردم يا زبان آنها از نقطه نظر قومى ، گاهى اعمال اصطلاح منقول و منقولى بيشتر از
هامش
( 1 ) . سر هاورث نسخه خطى اين بخش را خوانده و از روى لطف يادداشتهايى در حاشيه آن نوشته است . من اين يادداشتها را با حروف مختصر اسم او مشخص ساختهام .