خاكسترى « 1 » و رد بدن آنها بر روى خاك سست كه آن را با نقشههاى مسير خود علامت گذارى كردهاند . در اين درياى بىروح شن ، افسردگى كسل كنندهاى احساسات را مىآزارد . هيچ صدايى شنيده نمىشود ، حتى صداى جيرجير كردن ملخ ؛ سكوت مرگبارى انسان را فرا مىگيرد . » « 2 »
توصيف هيوان تسانگ چندان تفاوتى با توصيفات سياحان روسى ندارد . وى مىگويد : « اين شنها مانند سيلى روان در مسافتى گسترده در مقابل باد انباشته شده و يا پراكنده مىگردد . از مسافران رد پايى در پشت سرشان باقى نمىماند و اغلب اوقات راه گم مىشود و به همين جهت آنان بدون هر گونه راهنما يا مسيرى در اين سو و آن سو سرگردان مىمانند . از اين روست كه مسافران استخوانهاى حيوانات را به عنوان علامت بر روى هم انباشته مىكنند . هنگام برخاستن اين بادها ، انسان و حيوان گيج و فراموشكار شده آنگاه كاملا ناتوان مىگردند . گاهگاهى نجواهاى غمانگيز و شكوهآميز و فريادهاى رقتآورى شنيده مىشود . بدين ترتيب انسانها در ميان مناظر و صداهاى اين دشت گيج مىگردند و نمىدانند به كجا مىروند . از اين رو چه بسيار از آنها كه در اين سفر جان خود را از دست مىدهند . اما همه اينها كار ديوان و ارواح خبيثه است . » « 3 »
و اگر خرافات آسيايى از مناظر مرموز صحرا سرچشمه گرفته ، محرك حرص مال اندوزى اشخاص نيز افسانههاى مربوط به اموال دفن شدهاى بوده كه تصور مىرفته به شهرهاى غرق شده تعلق داشته است . گذشت روزگار چيزى از اين عقايد و يا تكرار فراوان آن نكاسته و بدون ترديد در حال حاضر - و در حقيقت در ايام ميرزا حيدر نيز - داستانهاى گنجهاى پنهانى به اندازه كافى قديمى است تا بتواند محرك بسيار نيرومندى براى تعدادى از اهالى جهت تحصيل آنها بوده باشد . هر از چند گاهى لوازم تزئينى ، ظروف ، مجسمهها و سكههاى بزرگ عجيبى از خاك درمىآيد كه به سختى مىتواند ارزش زيادى براى پيدا كنندگانش داشته باشد ، زيرا آنان صرفا به ارزش فلزى علاقه
هامش
( 1 ) .sulahpeconyrhp.
( 2 ) .4 - 163 . pp , bol ekal ot ajluk , ikslavejerp.
( 3 ) .5 - 324 . pp , ii , ik - uy - is s'laeb.