كسى را وكيل خود ساز و ام حبيبه خالد بن سعيد بن العاص را بدان امر تعيين نمود و نجاشى در حضور جعفر طيار رضى الله عنه و بعضى ديگر از صحابه مهاجران حبشه بوكالت حضرت رسالت مآب ام حبيبه را عقد فرمود و چهارصد دينار زر سرخ يا چهار هزار درم نقره مهر او ساخته آن وجه را در مجلس تسليم خالد كرد و ام حبيبه را بشرحبيل بن حسنه و جمعى از مهاجران حبشه بملازمت رسول صلى الله عليه و سلم فرستاد و در سال هفتم از هجرت ام حبيبه بشرف مصاحبت حضرت عزت مشرف گشت وفاتش در زمان حكومت معاويه فى سنة اثنى و اربعين يا سنهء اربع و اربعين در مدينه وقوع يافت و مروان بن الحكم بر وى نماز گذارد و قولى آنكه فوتش در شام اتفاق افتاد صفيه بنت حيى بن اخطب رضى اللّه عنها از يهود بنى نضير بود از سبط هارون عليه السّلام و مادرش ضره نام داشت بنت شموال و صفيه در اول حال زن سلام بن مشكم بود و ميان ايشان مفارقت دست داده كنانة بن الربيع بن ابى الحقيق او را بخواست و كنانه در غزوهء خيبر بقتل رسيده صفيه داخل سبايا شد و خير البرايا عليه من الصلاة افضلها او را آزاد كرده به عقد خويش درآورد و عتاق او را صداق گردانيد و در منزل صهبا زفاف بوقوع انجاميد و صفيه در وقتى كه بسعادت مصاحبت خير البريه رسيد هفدهساله بود و بعقيدهء صاحب گزيده در سنه ست و ثلثين از عالم انتقال نمود و بقولى در سال پنجاه و بروايتى در سنهء اثنين و خمسين وفاتش اتفاق افتاد مدفنش گورستان بقيعست ميمونة رضى اللّه عنها در اصل بره نام داشت و خير الانام عليه الصلاة و السلام آن نام را بميمونه تغيير داد و هى بنت الحارث بن حزن بن بجير بن هزم بن رويبة بن عبد اللّه بن هلال بن عامر بن صعصعه و مادر او هند بود بنت عوف بن زهير بن الحرب از بنى حمير و قيل من بنى كنانه و در شأن هند گفته بودند كه ( هى اكرم عجوز جمعت على الارض اصهارا ) زيرا كه او را ايزد تعالى دامادان عالى شان عنايت كرده بود و بيان اينسخن آنكه هند را از حارث دو دختر بود ميمونه و ام الفضل ميمونه بحباله نكاح سيد عالم صلى اللّه عليه و سلم درآمد و ام الفضل را عباس رضى اللّه عنه در سلك ازدواج كشيد و هند از عميس خثعمى كه شوهر اولش بود نيز دختران داشت از آن جمله يكى اسماء است كه در اول حال زوجه جعفر بن ابيطالب بود و بعد از جعفر صديق اكبر رضى اللّه عنهما او را بخواست و پس از فوت ابو بكر بشرف مصاحبت شاه ولايت كرم اللّه وجهه مشرف شد و دختر ديگر هند زينب بنت عميس را سيد الشهداء حمزه رضى الله عنه در حبالهء نكاح داشت و دختر ديگرش سلمى بنت عميس را شداد بن الهاد خواسته بود و بروايت صاحب كشف الغمه سلمى منكوحه حمزه بود القصه ميمونه در زمان جاهليت در عقد نكاح مسعود بن عمرو ثقفى بسر ميبرد و چون ميان ايشان مفارقت اتفاق افتاد ابو رهم بن عبد العزى يا حويطب بن عبد العزى يا فروة بن عبد العزى يا سبرة بن ابى رهم يا عبد يا ليل بن عمرو او را بحبالهء نكاح درآورد و بعد از وفات شوهر ثانى ميمونه بيمن مساعدت بخت و طالع در سال هفتم از هجرت بسعادت مناكحت رسول صلى اللّه عليه و سلم فايز گشت و آنحضرت در وقت مراجعت از عمرة القضا در منزل شرف ميمونه را بشرف
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي ) — صفحة 428
مساهمون: غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ص٤٢٨