نرسد و محلّ بازخواست نماند . » اين سخن برين نمط بگفت و به الماس زفان درّ اين مصلحت بسفت . چون حجّتى قاطع و برهانى ساطع بود باتو برين سخن تحسين فرمود و بر موكا آفرين كرد . منكو قاآن ملتزم شد « 1 » .
و چون صنايع بدايع الهى نهال پادشاهى را در جويبار
وَ جَعَلَكُمْ مُلُوكاً
« 2 » ثابت اصل و سامى فرع « 3 » گردانيده بود باتو چنانك رسم مغولان باشد برخاست و تمامت پادشاهزادگان و نوينان بر موافقت او چوك زدند « 4 » . باتو كاسه گرفت و خانيّت را در محلّ خود قرار داد و تمامت خطّاب و طلّاب برو اقرار كردند :
اتتك الأمارة منقادة * اليك تجرّر اذيالها
و لم تك تصلح الّا له * و لم يك يصلح الّا لها
و لو رامها احد غيره * لزلزلت الأرض زلزالها « 5 »
هركس كه در آن جمعيّت حاضر بودند بر سبيل تبعيّت بيعت كردند و قرار نهادند كه در سال نو در انان كلران 4 - « 6 » قوريلتاى بزرگ سازند . بدين عزيمت هركس كه بود با مخيّم خود معاودت نمود . و آوازهء اين در اطراف گيتى طارى « 7 » شد و به اكناف جهان سارى گشت .
و سرقويتىبيكى به انواع تلطّف و نيكى جانب اجانب رعايت مىكرد و به اساليب رفق و زيركى عشاير و اقارب را استمالت مىداد . و جمعى كه در آن باب دفعى مىگفتند و در آن كار تعويق مىانداختند و در مكر و حيلت تصانيف مىپرداختند و داستانها مىساختند به علّت آنك خانيّت در اروغ قاآن يا كيوك خان مىبايد از دقيقهء
تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ
« 8 » غافل بودند . و بدين جهت ايلچيان به جوانب متواتر و متوالى كردند و به كرّات درين معنى به خدمت باتو فرستادند كه ما ازين اتّفاق دوريم و بدين ميثاق راضى
هامش
( 1 ) - يعنى قبول كرد .
( 2 ) - و جعل . . . و شما را پادشاهان قرار داديم . ( سورهء مائده 5 / 20 ) .
( 3 ) - سامى فرع : بلند شاخه .
( 4 ) - چوك زدن : زانو خم كردن ، كه نزد مغول نهايت بهجاى آوردن ادب و احترام است .
( 5 ) - اتتك . . . حكومت تسليم شده و درحالىكه دامنكشان بود نزد او آمد . / و آن حكومت جز براى او سزا نيست و او ( نيز ) جز براى امارت صالح نيست . / و اگر كسى غير از او حكومت را بخواهد ، هرآينه زمين جنبانده مىشود ، جنبانيدنى . ( ابيات از ابو العتاهيه است كه در آن مهدى را مدح كرده . مصراع اخير اقتباس از آيه اول سورهء زلزال است ) .
( 6 ) - « انان » و « كلران » : نام دو رودخانه در شمال مغولستان .
( 7 ) - طارى : ظاهر شونده و در آينده .
( 8 ) - تؤتى . . . ملك را به هركه بخواهى مىدهى ( سوره آل عمران 3 / 26 ) .