هاشم و ساير تيرههاى قريش ، رقابت وجود داشت ؛ در جريان حفر زمزم توسط عبد المطلب ، نخستين بار تمام تيرههاى قريش ، در مقابل بنى هاشم قرار گرفتند و حاضر نشدند افتخار حفر زمزم ، تنها از آن عبد المطلب باشد « 1 » . ازاينرو ابو جهل مىگفت :
« ما با بنى هاشم بر سر تصاحب شرف ، رقابت مىكرديم ؛ آنها به مردم طعام دادند ، ما نيز طعام داديم ، آنها به مردم مركبسوارى دادند ، ما نيز داديم ؛ آنها پول دادند ، ما نيز داديم ؛ تا آنكه باهم زانوبهزانو شديم و مانند دو اسب مسابقه گشتيم . آنگاه گفتند :
از ما پيامبرى برخاسته است كه از آسمان بر او وحى مىرسد ، اينك ما چگونه به ايشان برسيم ؟ به خدا سوگند ما هرگز نه به او ايمان مىآوريم ، نه او را تصديق مىكنيم » « 2 » .
امية بن ابى الصلت يكى از اشراف و بزرگان طائف كه از حنفا بود ، به همين انگيزه اسلام را نپذيرفت ، او سالها در انتظار پيامبر موعود بود ، ولى تا حدودى انتظار داشت كه خود او به اين منصب برسد ، پس از آنكه خبر بعثت پيامبر را شنيد از پيروى او خوددارى كرد و علت آن را شرم از زنان ثقيف معرفى كرد و گفت :
« مدتها به آنها مىگفتم : آن پيامبر موعود من خواهم بود ، اكنون چگونه تحمل كنم كه آنها مرا پيرو جوان بنى عبد مناف ببينند ؟ » « 3 » .
ولى به رغم خواست و حسادت آنان خدا پيامبرش را پيروز كرد و حشمتشان را شكست . بعد از سال هشتم هجرى كه بيشتر اشراف قريش به مدينه منتقل شده بودند ، آزار و اذيت و حسادتهاى آنان را ، نسبت به خاندان پيامبر مىبينيم كه غالبا در اثر تحريك همين تازه مسلمانان بود .
ابن سعد نقل كرده است :
« يكى از مهاجران در چند نوبت به عباس بن عبد المطلب گفت : پدرت عبد المطلب و غيطله ، كاهنه بنى سهم ، هردو در آتشاند ، سرانجام عباس خشمگين شد و بر صورت
هامش
( 1 ) . ابن هشام . السيرة النبوية ، دار المعرفة ، بيروت ( بىتا ) ، ج 1 ، ص 143 - 147 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . ابن قتيبه . المعارف ، منشورات الشريف الرضى ، قم ، 1415 ه ، ص 60 و پيشوايى ، مهدى . تاريخ اسلام از جاهليت تا حجة الوداع ، دانشگاه آزاد اسلامى ، واحد اراك ، ص 88 .