« عرب نخواست نبوت و خلافت در شما بنى هاشم جمع باشد » « 1 » .
همچنين گفتند :
« اگر كسى از بنى هاشم عهدهدار امر خلافت شود ، خلافت از اين خاندان خارج نمىشود و براى ما در آن نصيبى نيست ؛ ولى اگر غير بنى هاشم عهدهدار شوند ، در ميان خود مىگردانند و به همديگر حواله مىدهند » « 2 » .
مردم آن زمان نيز به اين روحيهء قريش آگاه بودند ؛ چنانكه براء بن عازب نقل كرده كه من دوستدار بنى هاشم بودم ، هنگامىكه پيامبر اكرم درگذشت ، مىترسيدم كه قريش به فكر اخراج خلافت از بنى هاشم باشند و سردرگم شده بودم « 3 » . رضايت قريش به خلافت ابو بكر و عمر هم به سبب سود خودشان بود ، چنانكه ابو بكر هنگام مرگش به عدهاى از قريشيان كه به عيادت او آمده بودند ، گفت :
« مىدانم كه هركدام از شما خيال مىكند ، خلافت بعد من از آن او خواهد بود ، ولى من بهترين شما را براى آن برگزيدم » « 4 » .
ابن ابى الحديد مىگويد :
قريش از طولانى شدن مدت خلافت عمر ، ناراضى بودند و عمر به اين مطلب آگاه بود و اجازه نمىداد ، آنان از مدينه خارج شوند « 5 » .
2 - رقابت و حسادت قبيلگى
يكى از عوارض ساختار قبيلگى ، رقابت شديد در ميان قبايل بود و خداى تعالى در برخى از سورههاى قرآن چون تكاثر « 6 » و سبأ « 7 » به اين مطلب اشاره دارد . از زمان جاهليت ميان بنى
هامش
( 1 ) . ابن ابى الحديد . شرح نهج البلاغه ، دار احياء التراث العربى ، بيروت ، ج 1 ، ص 194 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 51 .
( 4 ) . همان ، ج 1 ، ص 310 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 159 .
( 6 ) . شما را زيادهجويى سرگرم ساخته است ، تا آنجا كه به گورستان و ملاقات قبور رفتيد . ( تكاثر : 1 - 2 ) .
( 7 ) . و گفتند ما اموال و فرزندان بيشتر داريم و مجازات نخواهيم شد ، بگو پروردگار من روزى را براى هر كس كه بخواهد فراخ يا تنگ مىكند ، ولى بيشتر مردم نمىدانند . اموال و فرزندانتان شما را نزد ما مقرب نمىسازد جز كسانىكه ايمان بياورند و عمل صالح انجام دهند . سباء : ( 36 - 37 ) .