و تنها شدن ، مصدر باب تفعل - معنى جمله : مىخواست كه در اين مسئله تنها خود انديشد و تصميم بگيرد
( 4 ) - در ايستاد : اصرار ورزيد
( 5 ) - بركات : بفتح اول و دوم جمع بركت
( 6 ) - وصلت افتاد : بفتح اول و سكون دوم پيوند زناشوئى بسته شد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 717 شمارهء ( 22 )
( 7 ) - دركشيد : حركت كرد و روانه شد
( 8 ) - عتاب : بكسر اول ملامت و سرزنش كردن ، مصدر باب مفاعله
( 9 ) - داماد : ابو العباس خوارزمشاه خواهر سلطان محمود را بزنى گرفته بود
( 10 ) - معنى چند جمله : محمود از وى ( خوارزمشاه ) خواست تا او فرستادهاى معين كند و گسيل دارد تا هر چه انجام پذيرد پيش چشم و در محضر او باشد ولى خوارزمشاه نپذيرفت و نفرستاد
( 11 ) - توسط : ميانجى كردن ، ميانجىگرى و وساطت به انجام رساندن ميان دو گروه يا دو تن ، مصدر باب تفعل
( 12 ) - الفت : بضم اول و سكون دوم انس و دوستى و همدمى و سازوارى
( 13 ) - باز شود : بازرود بازگردد
( 14 ) - مسكت : بضم اول و سكون دوم و كسر سوم ساكت و خاموشكننده ، اسم فاعل اسكات مصدر باب افعال
( 15 ) - ايستاد : شد
( 16 ) - سوار دواسبه : سوارى كه داراى دو اسب باشد تا به نوبت بر هر يكى سوار شود و شتابان بتازد ، موصوف و صفت نسبى
ص 1107
( 1 ) - معنى دو جمله : ولى بايد اين گروهها ( افواج ) را ملزم كرد ( كه به مردم آزارى نرسانند )
( 2 ) - رعايا : بفتح اول جمع رعيت بمعنى زيردست و تابع و فرمانبردار و مردم عامه
( 3 ) - سبكتازى : تاختوتاز تندوتيز
( 4 ) - تعبيه : بفتح اول و سكون دوم و كسر سوم و فتح چهارم آرايش جنگى
( 5 ) - مراعات : مراقبت كردن و رعايت حال يكديگر كردن ، مصدر باب مفاعله
( 6 ) - كار تباهشده : كار خراب گشته ، موصوف و صفت
( 7 ) - صلاح : بفتح اول خير و نيكى و اصلاح و درست شدن
( 8 ) - منهى : بضم اول و سكون دوم و كسر سوم جاسوس و خفيهنويس و خبررسان پنهانى
( 9 ) - انفاس : بفتح اول و سكون دوم جمع نفس بمعنى دم - انفاس مىشمردند به كنايه يعنى سخت مراقب اعمال و افكار كسى بودن ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 474 شمارهء ( 13 )
( 10 ) - بازمينمودند : بعرض مىرساندند و اظهار مىكردند
( 11 ) - بياراميد : محمود آرام گرفت و ساكن و ساكت شد ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 982 شمارهء ( 20 )
( 12 ) - معنى جمله : جز رنجش مختصرى نبود ، ياى وحدت براى تقليل است
( 13 ) - جمال آن حال : نيكى آن حال
( 14 ) - قوم : مراد بزرگان و سران يا قوم درگاه
( 15 ) - فرا : حرف اضافه بمعنى به
( 16 ) - كه اين عجز . . . كرديم : مرحوم دكتر فياض در حاشيه نوشتهاند : اين اختلافها ( اختلاف نسخهها ) گواه آن است كه غلطى يا ابهامى در عبارت محسوس بوده است . شايد : كه اين عجز باشد در ملك ، و چون اين ببود ازيشان و پيچيد ما مدتى دراز اينجا ببلخ مقام كرديم الخ
( 17 ) - پيچيد : كار دشوار شد و گره خورد و درهم