توضيحات و حواشى
ص 1097
( 1 ) - تاسع : بكسر سوم نهم ، صفت مجلد
( 2 ) - عزيمت درست كرد : مصمم شد يا تصميم گرفت
( 3 ) - معنى جمله : در ظرف چهار روز قصد داشت كه برود
( 4 ) - عاشر : بكسر چهارم دهم
( 5 ) - از دست ما شدن : از تصرف ما بيرون رفتن
( 6 ) - سياقت : بكسر اول روش و قاعده
( 7 ) - فراغت : بفتح اول در سياق فارسى بمعنى فراغ و پرداختن از چيزى
( 8 ) - نوادر : بفتح اول كارهاى شگفت و چيزهاى ديرياب جمع نادره
( 9 ) - راست نشود : به سامان نرسد و درست نگردد
( 10 ) - جل . . . : بزرگ باد بزرگى او
( 11 ) - معنى جمله : چه چيز از اسباب سلطنت بايسته و لازم بود كه سلطان مسعود نداشت از قبيل چاكران و خادمان . . . و گنج فراوان
( 12 ) - ملك : بضم اول پادشاهى و فرمانروائى
( 13 ) - غبن : بفتح اول و سكون دوم زيان و دريغ و افسوس
( 14 ) - استسلام : به چيزى گردن نهادن يا بتسليم گرائيدن ، مصدر باب استفعال
( 15 ) - زهره دارد : جرأت داشته باشد
( 16 ) - وى : مراد قضا ، مرجع ضمير
( 17 ) - كوشش كند : جنگ كند ، فرخى فرمايد :
دليران از نهيبش روز كوشش * همىلرزند چون برگ سپيدار
( 18 ) - مستبد : خودكامه و خود رأى و آنكه بىمشورت با ديگران برأى خود كار كند ، اسم فاعل از استبداد ، مصدر باب استفعال
( 19 ) - شب و شبگير كرد : به كنايه مراد آنكه از بام تا شام جنگ و پايدارى مىكرد و مىكوشيد - شبگير كردن : صبح بسيار زود حركت كردن مقابل ايوار ( وقت عصر ) كردن
ص 1098
( 1 ) - بنرفت : تمشيت نيافت يعنى كارى از دستش برنيامد باصطلاح امروز كارش نگرفت ، فعل ماضى مطلق منفى با باى تأكيد
( 2 ) - ازل الآزال : اول اولها يا آغاز آغازها - ازل