( 5 ) - راست مىكردند : درست مىكردند و آماده مىساختند
( 6 ) - خداوندزادگان : شاهزادگان
( 7 ) - بمراتب : بر اندازه پايگاه و مرتبهء آنان
( 8 ) - استمالت : كسى را به سخن خوش و نيكوئى به خود مايل ساختن ، دلجوئى كردن ، مصدر باب استفعال از مجرد ميل
( 9 ) - بدست بازآيد :
زير فرمان آيد و بر اطاعت بماند
( 10 ) - از سر : ظاهرا يعنى « از نو » ، چنان كه امروز هم مىگويند ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض )
( 11 ) - از آن والى مكران : مراد هداياى والى مكران
( 12 ) - عمال اطراف ممالك : حاكمان نواحى دوردست شاهنشاهى غزنوى
( 13 ) - معنى جمله : وقت بسيار صرف شد يا بسيار وقت گرفت
( 14 ) - سرايچهء خاصه : سراى كوچك يا خلوت خانهء خاص ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 388 گلستان سعدى ، بكوشش نگارنده
( 15 ) - بگردانيد : تغيير داد و ديگرگون كرد
( 16 ) - بگنبد : داراى قبه يا گنبدى شكل ، صفت پيشوندى ، خانه موصوف
( 17 ) - گواه عدل : شاهد نيك عادل ، به كار رفتن اسم ( عدل ) بجاى صفت ( عادل ) براى مبالغه در وصف
( 18 ) - سخت عظيم : قيد است براى فعل آذين بسته بودند
( 19 ) - فراخ : گشاد و پهن ، به نظر مىرسد صفت مقدم تنور باشد و شايد جمله به اين گونه بوده است « و آنجا فراخ تنورى نهاده بودند »
( 20 ) - خوانسالار : طباخ و سفرهچى ، غلامان خوانسالار مراد شاگردان آشپزخانه يا سرآشپز
( 21 ) - بلسك : بكسر اول و ثانى و سكون ثالث . . . سيخ كباب ( برهان قاطع )
ص 725
( 1 ) - خايه : بيضهء مرغ ( تخم پرنده )
( 2 ) - كواژه : بكاف تازى مفتوح ، تخم نيمبرشت ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ، نيمرو
( 3 ) - سوخته : نانى كه خمير آن را به آب پياز كنند ( نقل از لغتنامهء دهخدا )
( 4 ) - برگان : جمع بره بمعنى بچهء گوسفند
( 5 ) - روده مىكردند :
برگان را از موى و پشم پاك ساخته در روغن بريان مىكردند - در برهان قاطع ذيل « روده » آمده است « روده بر وزن سوده . . . مرغى يا برهاى را نيز گويند كه پر و موى او را پاك كرده بروغن بريان كرده باشند و آن را روده كرده هم مىگويند و به عربى سميط خوانند » - مرحوم دكتر فياض نوشتهاند « برگان روده كردن نوعى از كباب كردن بره است »
( 6 ) - استلات : از باب افتعال غذاى جوانب كاسه را با انگشت پاك كردن و خوردن ، كنايه از خوردن تا ته ظرف ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) از مجرد سلت بفتح اول و سكون دوم بمعنى پاك كردن آب كاسه را به انگشت - على طريق الاستلات : بشيوهء ته كاسه را پاك كردن
( 7 ) - بلبله : بضم اول و سكون دوم و ضم سوم كوزهء لولهدار ، آوند شراب
( 8 ) - ساتگين : قدح و پيالهء شراب خورى ( لغتنامهء دهخدا )
( 9 ) - معنى دو جمله : آنچنان روزى بود كه شاهى مانند سلطان مسعود بعيش و خوشى سپرى سازد
( 10 ) - وزير : مراد احمد بن عبد الصمد است كه پس از مرگ خواجهء بزرگ احمد بن حسن ميمندى ( درگذشته به سال 424 ) به وزارت