خوارزمشاه
( 3 ) - معنى جمله : اين رفتن جز فرخنده و ميمون نباشد
( 4 ) - تا پنج روز :
باصطلاح ظرف مدت پنج روز ، تا حرف اضافه مفيد معنى ظرفيت
( 5 ) - دست يكى دارد :
همدست شود و شريك گردد و اتحاد كند
( 6 ) - بازآمدن ما را : براى بازگشت ما
( 7 ) - رايت : درفش و علم
( 8 ) - گذرهاى جيحون : گذرگاهها و معابر جيحون ؛ گذر اسم مكان
( 9 ) - در روى : برابر و مقابل
( 10 ) - شغل دل : گرفتارى خاطر
( 11 ) - قهندز : بضم اول و فتح دوم و سكون سوم و كسر چهارم كهندژ ( قلعهء كهن ) ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 275 شمارهء ( 13 )
( 12 ) - قود : بفتح اول و كسر دوم اسب يدك ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 446 شمارهء ( 7 )
( 13 ) - مجلسى دراز برفت : جلسهء طولانى واقع شد و جريان يافت
( 14 ) - زاستر : مخفف از آن سوتر بمعنى دور تر ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 58 شمارهء ( 7 ) ، دقيقى فرمايد :
درنگى كه گفتى كه پروين همىنخواهد * شد از تار كم زاستر
( بنقل از لغتنامهء دهخدا )
( 15 ) - مطارحه : با هم سخن درافكندن و مشورت كردن
( 16 ) - چه : موصول - اين چه يعنى اين مطلبى كه
( 17 ) - نعوذ باللّه : پناه بر خدا
( 18 ) - معنى جمله : اين چيزها هم حاصل نشود
( 19 ) - صورت بندد : تصور شود و به انديشه بگذرد
( 20 ) - پايمردى : شفاعت و ميانجيگرى
( 21 ) - صورت كردهاند : گزارشى به دروغ داده و سخنچينى كردهاند
ص 671
( 1 ) - معنى جمله : و سوگند به خدا همانا نمىباشم
( 2 ) - پندنامه : نامهء پندآميز
( 3 ) - معنى جمله : در صورتى كه يا به آن شرط كه غرض ديگر در كار نباشد
( 4 ) - خيريت : نيكوئى و خوبى ، مصدر صناعى ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 465 شمارهء ( 10 )
( 5 ) - شكافد : پديد آيد و نتيجه شود
( 6 ) - پندارم : مسلم مىدانم ، گاه براى مزيد تأكيد امر جازم و مسلم را در معرض شك و پندار قرار دهند ، سعدى فرمايد :
ترسم نرسى بكعبه اى اعرابى * كاين ره كه تو مىروى بتركستانست
( 7 ) - فردا روز : اسم مركب روز فردا يا فرداى نامعين يا روز ديگر
( 8 ) - محال : بضم اول خطا و باطل
( 9 ) - استبداد : خودكامگى و خودرأيى
( 10 ) - درين كار پيچيده است : اصرار مىورزد و ابرام مىكند
( 11 ) - بازنمودى : نيك نشان مىداد و نمايان مىكرد
( 12 ) - سقط :
بفتح اول و دوم سخنان زشت و بد
( 13 ) - رساند : عرض كند و ابلاغ نمايد
( 14 ) - مشبع :
مفصل ، اسم مفعول از اشباع مصدر باب افعال
( 15 ) - مصرح : آشكار و بهصراحت ، اسم مفعول از تصريح مصدر باب تفعيل
( 16 ) - نرسد : جايز نيست و سزاوار نباشد
ص 672
( 1 ) - نصيحت را : به حكم خيرخواهى ، را حرف اضافه براى موافقت و مطابقت
( 2 ) - دى :