أَن لَّا إِلهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ . ( انبياء : 87 )
پروردگارا ! هيچ معبودى غير از تو نيست ، منزهى تو ، به يقين من از ستمكاران بودم .
خداوند متعال ، توبهء يونس را پذيرفت و او را از شكم نهنگ نجات داد :
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ . ( انبياء : 88 )
پس ما او را اجابت كرديم و از تنگنا نجاتش داديم و ما اينگونه مؤمنان را نجات مىدهيم .
نهنگ امانت خود را به ساحل انداخت . يونس به سختى نحيف و رنجور شده بود . در سايهء درخت كدويى ، كه خداى سبحان براى او رويانيد ، استراحت كرد و پس از بازگشت سلامت به سوى قوم خويش رفت . مردم نيز دعوت او را پذيرفتند .
روشن است كه مقام و منزلت پيامبران بالاتر از آن است كه به گناه و خطا و اشتباه آلوده شوند . مواردى كه قرآن دربارهء برخى از آنان نقل كرده ، تنها « ترك اولى » است ، بدين معنا كه اگر آن كار را انجام نمىدادند ، بهتر بود .
حضرت زكريّا ( ع )
قرآن كريم در چند سوره از حضرت زكريا ( ع ) نام مىبرد و به گوشههايى از شخصيت آن حضرت اشاره مىكند . « 1 » زكريا ( ع ) از پيامبران بنى اسرائيل و از فرزندان هارون است .
ماجرايى كه قرآن در سورهء مريم و آل عمران دربارهء آن حضرت نقل كرده ، ماجراى درخواست فرزند و اجابت اين خواسته از جانب خداست . ناراحتى و اندوه زكريا از فقدان فرزندى بود كه وارث او و آل يعقوب باشد و راهش را ادامه دهد . « 2 »
حضرت زكريّا ، كه همسرش خالهء حضرت مريم بود ، به قيد قرعه سرپرستى او را برعهده گرفته بود هرگاه نزد مريم در محراب عبادتش مىآمد ، خوردنيهايى مىيافت . مىپرسيد اين خوردنيها از كجاست ؟ مريم پاسخ مىداد :
از جانب خداست ، خداوند بدون حساب به هر كس بخواهد روزى مىدهد . « 3 »
هامش
( 1 ) . ر . ك . آل عمران ( 3 ) ، آيات 37 - 41 ؛ مريم ( 19 ) ، آيات 2 - 11 و انبياء ( 21 ) ، آيات 89 - 90 .
( 2 ) . مريم ( 19 ) ، آيهء 6 .
( 3 ) . آل عمران ( 3 ) ، آيهء 37 .