تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام در عصر امامت امام على ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢

شهادت محمّد بن ابىبكر

محمد بن ابىبكر پس از دريافت نامهء اميرمؤمنان عليه السلام ، نامه‌هاى معاويه و عمروعاص را با لحن تند و قاطعى پاسخ داد . و مردم را به پيكار با مهاجمان دعوت كرد . و از نيروهايى كه اعلام آمادگى كرده بودند حدود دو هزار نفر را تحت فرماندهى « كَنانَةِ بنِ بِشْر » به سوى دشمن روان ساخت ، و خود با دو هزار تن ديگر در پشت سر او قرار گرفت . در اوّلين برخورد بن دو سپاه ، موجهاى پى در پى هجوم پيشتازان سپاه شام بر مدافعان و ياران « محمد بن ابىبكر » ارتش تدافعى كوچك مصر را درهم شكست . عمرو براى معاويه بن حُدَيج پيغام فرستاد و از او يارى خواست . اندكى نگذشت كه معاويه با سپاهى انبوه ميدان را پر كرد . مخالفان مصرى با تمام نيرو در برابر كَنانه قرار گرفتند . كنانه وقتى ديد از شدّت درهم فشردگى دشمن ، نمىتواند اسبش را حركت دهد ، به زمين پريد ، ياران او نيز پياده شدند كنانه در حالى كه افراد دشمن را سخت مىكوبيد اين آيه را مىخواند : « و ما كانَ لِنَفْسٍ أنْ تَمُوتَ الّا بِأِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلًا » « 2 » هيچ كس جز به اذن خدا نخواهد مرد . ( مرگ ) بر طبق سررسيدى است كه تعيين شده است . و آن قدر جنگيد تا به شهادت رسيد . باقى ماندهء سپاه ، پس از شهادت كنانه و از هم گسستن رشتهء فرماندهى از گرد « محمد بن ابىبكر » پراكنده شدند و او ناچار به خرابه‌اى پناه برد . « ابن حُدَيج » رهبر شورشيان مصر به جستجويش پرداخت تا سرانجام او را در ويرانه‌اى يافت و دستگير كرد . و پس از اينكه با شمشير گردنش را جدا كرد بدنش را در پوست خَر مرده‌اى كرد و آتش زد . « 3 » چون خبر قتل « محمد بن ابىبكر » به معاويه و مردم شام رسيد اظهار شادمانى كردند ، عَبْدالرَّحمن بنِ مسيِّب مىگويد :
هامش
( 2 ) - آل عمران ، آيه 145 ( 3 ) - الغارات ، ج 1 ، ص 282 ، شرح ابن ابىالحديد ، ج 6 ، ص 86 و كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 357