به دنبال اين سخنان ، افراد زيادى دورش را گرفتند و همراه او به نبرد پرداختند ، و سپاه شام را تا قرارگاه لشكر به عقب راندند . ولى در قرارگاه با مقاومت سخت دشمن مواجه شدند ، بگونهاى كه پرچمدار مالك شهيد شد .
اميرمؤمنان عليه السلام كه ديد مالك در آستانهء پيروزى است گروهى را به كمك او فرستاد .
ضربات كوبندهء مالك و يورش به « قرارگاه » دشمن ، فتح و پيروزى را در آيندهء نزديك نويد مىداد . پيرمردان شامى فريادشان بلند شد :
« اللَّهَ ، اللَّهَ ، فى الحُرُماتِ مِنَ النِّساءَ وَ الْبَناتِ » « 1 »
مردم ! خدا را دربارهء زنان و دخترانتان در نظر آوريد .
معاويه كه وضع را وخيم و شكست را قطعى ديد به عمروعاص گفت : « ما كه نابود شديم نيرنگ پنهانى خود را به كار گير » « 2 » عمروعاص فرياد زد : « اى مردم ! هر كه با خود قرآنى دارد بر سر نيزه كند » حدود پانصد قرآن بالاى نيزه رفت . همراه قرآنها فريادها نيز بالا رفت كه : « كتاب خدا بين ما و شما حاكم باشد . اگر ما را بكشيد چه كسى مرزهاى شام را حفظ خواهد كرد ؟ » « 3 »
عكس العمل سپاه عراق
برخى از سپاهيان عراق ، تحت تأثير نيرنگ و شعارهاى فريبنده و تحريك آميز دشمن قرار گرفتند . به ويژه پس از آنكه بعضى از سران همانند « اشعث » ( كه در دل به معاويه متمايل بودند و جزو منافقان سپاه اميرمؤمنان عليه السلام محسوب مىشدند ) جمعيّت را براى پذيرش نيرنگ دشمن تحريك مىكردند . از اين رو فرياد برآوردند :
« دعوت شما را به كتاب خدا اجابت كرده بسوى او باز مىگرديم » « 4 »
اميرمؤمنان عليه السلام چون اين وضع را ديد ، براى روشن كردن افكار سپاهيان و برحذر داشتن
هامش
( 1 ) - وقعه صفين ، ص 479 و مروج الذهب ، ج 2 ، ص 390
( 2 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 390 « هَلُمَّ مُخْباتَكَ يابْنَ عاص فَقَدْ هَلَكْنا »
( 3 ) - مروج الذهب ، ج 2 ، ص 390 ، و بنا به نقلى در همان « ليلة الهرير كه جاسوسان معاويه ، سخن اشعث را براى او گزارش كردند معاويه دستور داد قرآنها را بر نيزهها كرده آماده كنند . ( وقعه صفين ، ص 481 )
( 4 ) - نُجيبُ الى كتابِ اللَّهِ عَزوَجَلَّ وَ نُنيبُ الَيْه . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 48 ، كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 316 و مروج الذهب ، ج 2 ، ص 390