يزيدبنمعاويه آن را به خود بست ؛ زيرا سرسختترين دشمنان اسلام و رسالت ، مدعى جانشينى رسول خدا صلى الله عليه و آله شده بود !
ولى امامحسين عليه السلام با انقلاب مقدس خود ، تار و پود اين نقشهها و فريب كارىها را از هم گسست ، و افكار عمومى مسلمين را در مورد رهبرى جهان اسلام - كه از آن به « خلافت » تعبير مىشود - دوباره به مقياس صحيح بازگردانيد و ثابت كرد كه خليفهء رسول خدا صلى الله عليه و آله كسى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله او را صريحاً تعيين كرده است . امّا كسانى كه با زور شمشير ، رياست مسلمانان را به عهده گرفتهاند « رئيس » هستند ، [ امّا ] « خليفه » و « جانشين پيامبر ( ص ) » نيستند ، و چه بسيار فرق است ميان « رئيس مسلمانان » و « خليفهء مسلمين » .
و لذا ، تأثير انقلاب حسين عليه السلام بر معنويّات عباسيان و عثمانيان كمتر از تأثيرى نبود كه روى معنويّات امويان گذاشت ؛ زيرا انقلاب عاشورا قدرت معنوى تمام خلفاى جور را به طور مساوى از بين برد و پرده از روى حقّهها و تزويرهاى آنان برداشت و به همين جهت بود كه تمام خلفاى جور يكسان با امام حسين عليه السلام مىجنگيدند و حتّى عباسيان كه سرير خلافت را به عنوان طرفدارى از امامحسين عليه السلام از چنگ بنىاميّه درآوردند تا بر كرسى خلافت نشستند ، جنگ با امامحسين عليه السلام را آغاز كردند و اگر چه دستشان به خود امامحسين عليه السلام نمىرسيد ، ولى به قبر حضرتش و زايران او و فرزندان و شيعيانش دسترسى داشتند و لذا ، هر گاه بنايى روى قبر حضرت سرپا مىشد ، آنرا خراب مىكردند و هر جا كه پرچمى براى
پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 29
مساهمون: پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه
ص٢٩