كرد كه خليفة اللَّه و جانشين رسولخدا صلى الله عليه و آله هر كس نيست كه بر تخت خلافت بنشيند . . . .
بر اثر قيام امامحسين عليه السلام ، ماهيّت حقيقى تمام خلفاى پس از حضرت ، بلكه پيش از حضرت هم كشف شد و لذا ، خلفاى ديگر از امويان و عباسيان و عثمانيان نتوانستند كارهاى نامشروع خود را به نام اسلام انجام دهند و افكار عمومى هم ، كه ديگر آنان را شناخته بودند ، كارهاى آنان را مربوط به اسلام نمىدانستند و حتى ديگر ، بدعتها هم به لباس دين در نمىآمد و رفتار آنان همانند رفتار ساير پادشاهان و حكومتها ، شناخته شد كه هيچ نوع ارتباطى با دين و مذهب ندارند . « 1 »
از ديگر نتايج و پيامدهاى قيام عاشورا ، اصلاح نظام حكومتى و معرفى معيار رهبرى و فرق بين خليفةاللَّه و حاكمان غاصب بود . اين قيام قدرت واقعى اسلام را نشان داد و به مردم توان تشخيص حق از باطل عطا كرد .
علّامه شهيد شيرازى در اين باب مىافزايد :
اسلام در مسألهء خلافت و رهبرى ، نظرى صريح و روشن دارد و آن عبارت است از اين كه جانشين پيامبر صلى الله عليه و آله و رهبر مردم كسى است كه پيامبر در بارهء او تصريح كرده ( و واجد شرايط ) باشد . امّا پس از رحلت پيامبر ( ص ) ، اين مقياس ، كه از روح اسلام سرچشمه گرفته بود ، كنار گذاشته شد و هر كس كه رياست مسلمانان را به دست مىگرفت « خليفه اللّه » و جانشين رسول خدا صلى الله عليه و آله ناميده مىشد .
عنوان « خلافت » هنگامى بيش از هر وقت ديگر خندهآور بود كه
هامش
( 1 ) - الحسين ( ع ) قتيل العَبْرة ، عبدالزهراء كعبى ، ص 44 - 45 .