تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيامدهاى عاشورا ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
گردن امّت بزرگ شمرده است . شما خانواده به مصيبت بزرگى ؛ يعنى : شهادت امام‌حسين عليه السلام - كه رحمت خدا بر او باد - مبتلا شديد . اين مصيبت خاصّ شما نبود ، بلكه براى همه مسلمانان بود . سپس گفت : مختار ثقفى به كوفه آمده و مدّعى است كه از طرف شما مأموريّت دارد و ما را به كتاب خدا و سنّت پيامبر و خون‌خواهى اهل‌بيت پيامبر عليهم السلام و دفاع از مظلومان دعوت كرده است . مىخواستيم نظر شما را بدانيم . اگر چنين باشد ، با همهء وجود ، از او حمايت خواهيم كرد و اگر چنين نباشد ، او را ترك خواهيم نمود . به دنبال‌او ، يكى پس از ديگرى سخنانى همانند سخنان عبدالرحمن بن شريح اظهار داشتند . آن‌گاه محمد ، فرزند اميرالمؤمنين عليه السلام لب به سخن گشود و پس از حمد و ثناى الهى گفت : امّا بعد ، آنچه راجع به فضيلت ما گفتيد ، كه خداوند نصيب ما فرموده ، « ذلِكَ فَضْل‌ُاللَّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ » « 1 » ( يعنى : اين فضيلت از جانب خدا است ، به هر كه بخواهد عطا مىكند و او صاحب فضل عظيم است . ) در خصوص ابتلاى ما به مصيبت شهادت امام‌حسين ، خدا را شاكريم . اين عهدى از جانب خدا و حادثه‌اى بود كه قلم تقدير بر آن رقم خورده و شهادت كرامتى است كه خدا او را به آن مفتخر ساخت . امّا اصل مطلب ، گفتيد كسى شما را براى خون‌خواهى ما دعوت كرده
هامش
( 1 ) - حديد ( 57 ) ، آيهء 21 .