تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤

از اين گونه اخبار خواهد آمد . 39 - در بعضى از كتابهاى علماى شيعه از سيد على حسينى حكايت شده كه گفت : من با گروهى از مؤمنين در جوار حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام مجاور بودم . وقتى روز عاشورا فرا رسيد يكى از ياران ما كتاب مقتل امام حسين عليه السّلام را ميخواند تا رسيد به اين روايت كه : حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام ميفرمايد : كسى كه چشمانش در مصيبت امام حسين اشك بريزد و لو اينكه به اندازهء بال يك مگس باشد خدا گناهان او را مىآمرزد و لو اينكه به قدر كف دريا باشند . در آن مجلس شخصى بود كه داراى جهل مركب « 1 » بود و ادعاى علم ميكرد ولى علم و دانشى نداشت . وى گفت : اين حديث صحيح نيست و عقل به آن معتقد نميشود . در بارهء اين موضوع بين ما قيل و قالهائى شد تا اينكه از آن مجلس

هامش
( 1 ) جهل را به چند قسم تقسيم كرده‌اند كه از آن جمله است : جهل بسيط و جهل مركب . جهل بسيط آن است كه انسان بداند كه نميداند . جهل مركب آن است كه انسان نميداند كه نميداند . اين جهل را بدين جهت جهل مركب ناميده‌اند كه از دو جهل تركيب شده : يكى اينكه نميداند و ديگرى اينكه نميداند كه نميداند . يكى از شعراء اين مطلب را بنظم درآورده و گفته :آن كس كه بداند و بداند كه بداند * گوى سبق از گنبد گردون بجهاندو آن كس كه نداند و بداند كه نداند * بار خرك خويش به منزل برساندو آن كس كه بداند و نداند كه بداند * بيدار كنش زود كه در خواب نماندو آن كس كه نداند و نداند كه نداند * در جهل مركب ابد الدهر بمانداصل اين موضوع در مجلس خليل بن احمد فراهيدى كه يكى از علماء بزرگ و مجتهدين عاليقدر شيعه بشمار ميرود رخ داد . زيرا شخصى در مجلس وى مطلبى از او پرسيد و او اندكى صبر كرد . آن شخص به خليل خنديد كه چرا دير جواب گفتى ! سپس خليل متوجه اهل مجلس شد و اين موضوع را مطرح كرد - مترجم .