شد : يا امير المؤمنين براى چه گريان شدى در صورتى كه اين اولين پيروزى است كه بدست امام حسين عليه السّلام انجام گرفت ! ؟ فرمود : بخاطرم آمد كه حسينم با لب تشنه در كربلا شهيد خواهد شد . كار او به جائى ميرسد كه اسبش رم مىكند و همهمه مينمايد و ميگويد : الظليمه ! الظليمه ! لامة قتلت ابن بنت نبيها يعنى فرياد از ظلم و ستم امتى كه پسر دختر پيامبر خود را كشتند ! ! 24 - ابن نما در كتاب مثير الاحزان از ابن عباس روايت مىكند كه گفت : هنگامى كه مرض موت پيغمبر اعظم اسلام صلّى اللَّه عليه و آله شديد شد امام حسين را به سينهء مقدس خود چسبانيده بود . عرق آن بزرگوار در حالى كه جان ميداد بر او فرو ميريخت و ميفرمود : من با يزيد چه كردهام ! خدا به يزيد بركت ندهد ! پروردگارا ! يزيد را لعنت كن ! آنگاه مدت طولانى غش كرد . وقتى به هوش آمد در حالى كه چشمان مباركش اشكبار بودند امام حسين را ميبوسيد و ميفرمود : آيا نه چنين است كه بين من و قاتل تو نزد خداى عز و جل محاكمهاى خواهد بود ! ! 25 - در آن ديوانى كه به حضرت امير عليه السّلام منسوب مىباشد « 1 » اشعار ذيل مسطور است : 1 -
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 285
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٨٥
حسين اذا كنت في بلدة * غريبا فعاشر بآدابها
1 - يعنى اى حسين ! موقعى كه در شهرى غريب باشى بر تو لازم است كه طبق آداب آن شهر معاشرت كنى .
2 - نبايد در بين آنان به عقل افتخار كنى ، زيرا هر گروهى به عقلهاى خود
هامش
( 1 ) اين ديوان مقدس را كه مندرجاتش كلام الملوك ملوك الكلام است عبد العزيز بن يحيى بن احمد بن عيسى جلودى بصرى كه از بزرگان علماى شيعه بشمار ميرود تأليف كرده اين ديوان مبارك را ابن جانب در سنهء 1383 - قمرى در تهران با سادهترين بيان ترجمه نمودم و كتابفروشى ادبيه كه در خيابان ناصر خسرو واقع شده آن را چاپ و منتشر كرد ، داشتن اين كتاب براى هر فردى لازم است - مترجم