في حلالها حساب ، و في حرامها عقاب ، و في الشبهات عتاب .
يعنى فرداى قيامت در بارهء مال حلال دنيا حساب و راجع به حرام آن عقاب و عذاب و در بارهء شبهه ناك آن عتاب خواهد بود . تو دنيا را نظير يك مردارى فرض كن و به قدر كفايت از آن برگير ، اگر اين مقدار كه گرفتى حلال باشد از زهاد دنيا محسوب خواهى شد ، و اگر حرام باشد مسئوليتى ندارى ، زيرا گويا ، از ميته به قدر احتياج استفاده نموده باشى . و اگر عتاب در كار باشد سهل و آسان است .
براى دنيا به نحوى كار كن كه گويا ، دائما ميخواهى در دنيا باشى ( پس اگر يكى از كارهاى دنيوى بتأخير بيفتد بعدا وقت دارى كه آن را انجام دهى ) ولى براى عالم آخرت به نحوى كار كن كه گويا ، فردا خواهى مرد ( و فرصتى براى انجام دادن آن نخواهى داشت ) اگر طالب عزت بدون عشيره و هيبت بدون قدرت هستى از ذلت معصيت پروردگار بسوى عزت طاعت او شتاب كن . هر گاه ناچار شدى با مردان رفاقت نمائى با كسى رفاقت كن كه زينت بخش تو باشد ، اگر خدمتى براى او كردى نگاهدار تو باشد ، اگر كمكى از وى بخواهى معين تو باشد ، اگر سخنى بگوئى تصديق نمايد ، اگر بر دشمنى حمله كنى تو را تقويت كند ، اگر دستى براى احسان دراز كنى او نيز دراز نمايد ، اگر روزگار رخنهاى در كار تو ايجاد كند او آن را مسدود كند ، اگر از تو نيكى احساس كند منظور بدارد ، اگر از او چيزى بخواهى عطا نمايد ، اگر تو ساكت باشى او شروع بسخن كند ، اگر بلائى به وى رسيد تو ناراحت شوى .
خلاصه ؛ بايد كسى باشد كه بوسيلهء او مصيبتى بر تو وارد نشود . و بلاهائى از او به تو نرسد ، در موقع حقايق تو را رها ننمايد ، اگر در بارهء چيزى اختلاف پيدا نموديد تو را بر خود مقدم بدارد .
راوى ميگويد : سپس نفس مبارك امام حسن قطع و رنگ مقدسش به نحوى زرد شد كه من ترسيدم شهيد شود ! در اين بين امام حسين عليه السّلام و اسود بن ابو
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسن مجتبى ع ) ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٤٨