دنيا رفت . « 1 » و برخى ديگر برآنند كه عون الاكبر در كربلا به شهادت رسيد . « 2 »
وقتى امام حسين عليه السلام از مكه به سوى كربلا حركت كرد ، عبداللَّه بن جعفر دو پسرش عون و محمد را نزد امام فرستاد و به آنان سفارش كرد كه با وى همراه باشند و از او دفاع كنند . « 3 »
عون در روز عاشورا بعد از شهادت برادرش محمد ، عازم ميدان جهاد شد و در هنگام جنگيدن اين رجز را خواند :
انْ تُنْكِرُونى فَانا ابْنُ جَعْفرٍ * شهيد صِدْقٍ فِى الجنانِ ازْهَرِ
يَطير فيها بِجَناح اخْضَرِ * كفى بِهذا شَرَفاً فِى الْمَحْشَرِ « 4 »
اگر مرا نمىشناسيد ، من پسر جعفر هستم كه از روى صدق شهيد شد و بهشت نورانى است ؛
با بال سبز در بهشت پرواز مىكند و همين شرافت مرا ، در محشر كافى است .
او در نبرد خود ، سه سواره و هجده پياده از نيروهاى دشمن را به هلاكت رساند و سرانجام توسط عبداللَّه بن قطنهء طائى به شهادت رسيد . « 5 »
برخى نوشتهاند كه چون [ عون ] برادر را كشته ديد ، بىاختيار خود را در ميان كُشندگان افكند و قاتل برادر خود را ديد و به يك ضربه كار او را ساخت ، بعد نزد امام آمد و اجازهء ميدان طلبيد . « 6 »
در برخى منابع آمده است كه عون بن عبداللَّه پس از شهادت عبداللَّه بن مسلم عليه السلام به ميدان رفت و اين رجز را خواند :
اقْسَمْتُ لا ادْخُلُ الّا الجَّنَةَ * مُوالِياً لَاحْمَدَ وَالسُّنَةِ
وَالْفَوْزَ مِنْ بعد انقطاع المنة * هُوَ الّذى انْقَذَنا بِمَنِّه
مِنْ حَيْرَةِ الكُفْرِ وَسُوءِ الظَّنّةِ * صَلَّى عَلَيْهِ اللَّهُ بارِى الجَنَّةِ « 7 »
هامش
( 1 ) جمهرة انساب العرب ، ص 68 .
( 2 ) مقاتل الطالبيين ، ص 91 و 124 ، دار المعرفه : مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 122 .
( 3 ) ارشاد ، ص 219 ، مكتبة بصيرتى .
( 4 ) مناقب آل ابى طالب عليه السلام ، ج 4 ، ص 115 .
( 5 ) همان .
( 6 ) روضة الشهداء ، ص 315 ، كتابفروشى اسلامية .
( 7 ) مقتل الحسين عليه السلام ، ابومخنف ، ص 114 ، 115 ( نشر رضى ) .