سوگند ياد كردهام كه جز به بهشت نروم در حالى كه دوستدار احمد صلى الله عليه و آله و سلم و سنت او باشم
و پس از مرگ به رستگارى برسم اوست كه بر ما منّت نهاد و رهانيد
و از سرگردانى كفر و بددلى نجات داد درود خداى آفرينندهء بهشت ، بر او باد .
در زيارت ناحيه دربارهء عون بن عبداللَّه آمده است :
السَّلامُ عَلى عَوْنِ بْنِ عَبْدَاللَّهِ بْنِ جَعْفَر الطَّيَّار فِى الْجَنانِ ، حَليفِ الايمانِ ، ومُنازِلِ الاقْرانِ ، النَّاصِحِ لِلرَّحمانِ ، التَّالى لِلْمَثانى والْقُرانِ . . . « 1 »
درود بر عون پسر عبداللَّه بن جعفر طيّار ( پرواز كنندهء در بهشت ) كه همپيمان ايمان و نبرد كننده با هماوردان و خيرخواه خداى رحمان و تلاوت كنندهء سوره حمد و آيات قرآن ، بود .
برخى نقل كردهاند كه پس از رسيدن خبر شهادت عون و محمد ، به عبداللَّه بن جعفر ، وى استرجاع گفت « 2 » و چون يكى از غلامانش گفت : اين مصيبت از ناحيهء حسين عليه السلام به ما رسيد ، وى را طرد كرد و گفت : اى پسر « لخنا » ( بدبو ) آيا دربارهء حسين عليه السلام چنين مىگويى ؟ به خدا سوگند اگر حضورش بودم ، دوست داشتم كه در ركاب او شهيد شوم .
به خدا سوگند بر شهادت فرزندانم افسوس نمىخورم و شهادت آنها در كنار برادر و پسر عمويم مايهء تسلى خاطر من است . . . سپس رو به حاضران كرد و گفت : حمد و سپاس خداى را كه در شهادت حسين عليه السلام مرا صبر و دلدارى داد و اگر خود نتوانستم او را يارى كنم ، فرزندانم او را كمك كردند . « 3 »
عون بن جعفر
عون ، مكنّى به ابوالقاسم ، « 4 » فرزند جعفر بن ابىطالب عليه السلام و اسماء بنت عميس خثعميه است . « 5 » او در حبشه ديده به جهان گشود . « 6 » سال تولدش به خوبى دانسته نيست ولى چون در
هامش
( 1 ) . الاقبال ، ج 3 ، ص 75 ، 76 .
( 2 ) . گفتن جملهء « انا للَّهوانا اليه راجعون » .
( 3 ) . الارشاد ، ص 247 ، 248 ، مكتبة بصيرتى .
( 4 ) . ذخيرة الدارين ، ص 167 ؛ وسيلة الدارين ، ص 242 .
( 5 ) . نسب قريش ، ص 81 ؛ المعارف ، ص 276 ؛ انساب الاشراف ، ج 2 ، ص 44 ، مؤسسهء اعلمى ؛ الاشتقاق ، ص 321 .
( 6 ) . نسب قريش ، همان ، تذكرة الخواص ، ص 172 .