كوفه مىزيستهاند . « 1 »
خوارزمى مىنويسد كه او در روز عاشورا به ميدان شتافت و اين رجز را خواند :
قَدْ عَلِمَتْ سَعْدٌ وحَىُّ مَذْحِج * انّى لَيْثُ الْغابِ لَمْ اهَجْهِجِ « 2 »
اعْلُو بِسَيْفى هامَةَ الْمُدَججوَاتْرُكُ القَرْنَ لَدَى التَعرج فَريسَةُ الضَبُعِ الازل الاعرجِفَمْنَ تَراهُ واقِفاً بِمَنْهج « 3 »
به تحقيق قبيلهء سعد و مذحج باور دارند كه من شير بيشه هستم كه هرگز طرد نشدهام ؛
شمشير خود را بر كاسهء سرِ پوشيده از سلاح ، فرود مىآورم و حريف را طُعمه كفتار لاغر لنگ مىنمايم ؛
چه كسى را مىبينى كه از راه و روش من آگاه است ؟
عمير بن عبداللَّه در مقابله با دشمن ، نبردى سخت كرد و پيوسته جنگيد تا سرانجام توسط مسلم ضبابى و عبداللَّه بجلى ، به شهادت رسيد . « 4 »
عمير بن قرظه
عمرو بن قرظه
عمير « 5 » بن كنّاد « 6 »
نام او در زيارت رجبيه ، در شمار شهيدان كربلا آمده است ؛ « 7 » و جز اين دربارهء وى اطلاعى در دست نيست .
هامش
( 1 ) . تاريخ الكوفه ، سيّد حسين براقى ، ص 202 .
( 2 ) . در برخى منابع به جاى اين مصرع آمده است : انّى لَدَى الهَيْجاءِ لَيْثٌ مُحْرِجٍ ( من در هنگامهء جنگ شيرى سختگيرم ) ، تسلية المجالس ، ج 2 ، ص 288 .
( 3 ) . مقتل الحسين عليه السلام ، خوارزمى ، ج 2 ، ص 17 ، انوار الهدى .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . در نسخهاى از زيارت رجبيه كه بحار نقل كرده نام او عمر آمده است . ( بحارالانوار ، ج 101 ، ص 340 ( چاپ ايران ) و برخى ديگر غمر گفتهاند ( انصار الحسين ، شمسالدين ، ص 157 ، الدارالاسلامية ) .
( 6 ) . برخى نام پدر وى را كنار گفتهاند ( وسيلة الدارين ، ص 179 ) .
( 7 ) . الاقبال ، ج 3 ، ص 345 .