ضَرْبَ غُلامٍ غَيْرَ نَكْسٍ شارِ * دُونَ الْحُسَيْنِ عليه السلام مُهجَتى وَدارى « 1 »
جماعت انصار مىدانند كه من از فرزندان [ احمد ] مختار صلى الله عليه و آله و سلم حمايت مىكنم ؛
ضربهام ضربهء جوانى است كه ضعيف و ناتوان نيست . خانه و جانم فداى حسين عليه السلام باد .
سپس بر آن گروه حمله كرد و در حملهاش اين رجز را مىخواند :
نَحْنُ رِجالٌ مِنْ بَنى جِرْبانِ * فَانَّ قَوْمى سادَةُ الاقْرانِ
آلُ عَلىٍ شيعَةُ الرَّحمنِ * وَآل حَرْبٍ شيعَةُ الشَّيْطانِ
ما مردانى از بنى جربان هستيم به تحقيق كه قوم من ، سرور هماوردان است ،
خاندان على عليه السلام پيرو خداى رحمانند و خاندان حرب ( جدّ معاويه ) پيروان شيطان .
وى جنگ سختى كرد و پس از كشتن تعدادى از نيروهاى دشمن خود نيز به شهادت رسيد . « 2 »
صاحب تذكرة الشهداء از وى با عنوان عمير بن حصين ياد كرده است . « 3 »
در ديگر منابع معروف عاشورايى ، نامى از وى به چشم نمىخورد .
عمير بن حصين
در منابع معتبر و كهن نامى از عمير بن حصين برده نشده است . ولى از گفتهء صاحب تذكرة الشهداء استفاده مىشود كه عمير پس از شهادت برادرش يزيد به لشكر دشمن حمله كرد و تعداد زيادى از آنان را به هلاكت رساند . سرانجام خودش نيز به فيض شهادت نايل آمد . « 4 »
عمير بن عبداللَّه « 5 » مذحجى « 6 »
وى از دوستان خاندان رسالت و از شجاعان قبيله مَذْحِجْ بود . از جزئيات زندگى وى اطلاعى در دست نيست و به احتمال زياد ساكن كوفه بوده است زيرا قبيلهء مذحج در
هامش
( 1 ) . اكسير العبادات فى اسرار الشهادات ، ج 2 ، ص 294 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . تذكرة الشهداء ، ص 142 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . در برخى منابع نام وى چنين آمده است : عمرو بن عبداللَّه مذحجى ( روضة الشهداء ، ص 295 ، كتابفروشى الاسلامية ) .
( 6 ) . منسوب به مَذْحج ، نام پدر قبيلهاى از يمن . ( الصحاح ، ج 1 ، ص 340 ) .