سرانجام در سنّ 75 يا 77 سالگى در « يَنْبُع » درگذشت . « 1 » صاحب نفس المهموم اين قول را به مشهورِ اهل تاريخ نسبت داده است . « 2 »
صاحب ذخيرة الدارين گويد : مقتلنگاران شيعه و سنى گفتهاند كه عمر بن على ، همراه مادر و خواهرش رقيه و خواهرزادگانش عبداللَّه ، محمّد و عاتكه ، فرزندان مسلم بن عقيل عليه السلام ، از مدينه با امام حسين عليه السلام حركت كرد و به كربلا رفت . « 3 »
خوارزمى مىنويسد كه او [ در روز عاشورا ] پس از شهادت برادرش ابوبكر بن على به ميدان شتافت و اين رجز را خواند :
اضْرِبُكُمْ وَلا ارى فيكُمْ زَحَرَ * ذاكَ الشَّقىُّ بِالنَّبِىِّ قَدْ كَفَرَ
يا زَحْرُ يا زَحْرُ تَدانِ مِنْ عُمَرَ * لَعَلَّكَ الْيَوْمَ تَبُوءُ بِسَقَرَ
شرَّ مَكانٍ فى حَريقٍ وسَعَر * فَانَّكَ الْجاهِدُ يا شَرَّ بَشَر « 4 »
شمشير مىزنم و زحر [ قاتل ابوبكر بن على ] را در ميان شما نمىبينم ، همان بدبختى كه به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم كافر شد ؛
اى زحر ، اى زحر ، به عمر نزديك شو ، باشد كه امروز در دوزخ جاىگيرى ؛
همان جايى كه در سوزش و افروختگى بدترين مكان است و تو اى بدترين انسان ، از انكار كنندگان هستى .
عمر بعد از كشتن قاتل برادرش دوباره حمله كرد و اين رجز را خواند :
خَلُّوا عُداةَ اللَّهِ خَلُّوا عَنْ عُمَرَ * خَلُّوا عَنِ اللَّيْثِ العَبُوسِ الْمُكْفَهِر
يَضْرِبُكُمْ بِسَيْفِهِ وَلا يَفِرُّ * وَلَيْسَ يَغْدُوا كَالْجَبانِ الْمُنْجَحِرِ « 5 »
اى دشمنان خدا ، واگذاريد و سر راه بر عمر نگيريد ؛ از شير خشمگين ترشروى بگريزيد
او با شمشيرش شما را مىزند و فرار نمىكند و همچون مردم ترسو ، به سوراخ نمىخزد .
او همچنان به نبرد ادامه داد تا به شهادت رسيد . « 6 » برخى نوشتهاند : نخست اسب وى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 362 .
( 2 ) . نفس المهموم ، ص 298 .
( 3 ) . ذخيرة الدارين ، 164 .
( 4 ) . مقتل الحسين عليه السلام خوارزمى ، ج 2 ، ص 28 ، 29 ، مكتبة المفيد .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . همان .