تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
گزيده خوانى در اين قسمت به گزيده‌هايى كه حاوى مطالب زيبا و ارزشمندى هستند و به قلم روان نويسنده نگاشته شده‌اند ، اشاره مىكنيم . ما به مختصرى بسنده مىكنيم اما ؛ تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل . در گرداب اندوه ، در درياى رنج چرا فاطمه ( س ) اين‌گونه اشك مىريزد ؟ چرا اين همه بيتابى مىكند ؟ چرا همچون اسپند بر آتش ، قرار ندارد ؟ آخر چرا ؟ . . . جواب اين چراها را بايد از زبان خود او بشنويم . ام‌سلمه مىگويد هنگامى كه بعد از وفات پيامبر ( ص ) به ديدن بانوى اسلام فاطمه ( س ) رفتم و جوياى حال او شدم ، در پاسخ ، اين جمله‌هاى پرمعنى را بيان كرد : اصْبَحْتُ بَيْنَ كَمَدٍ وَ كَرْبٍ ، فَقْدِ النَّبِىِّ ( ص ) وَ ظُلْمِ الْوَصِىِّ ( ع ) ، هُتِكَ وَاللّه حِجابُهُ . . . ، وَلكِنَّها احْقادٌ بَدْرِيَّةٌ ، وَ تِراتٌ احُدِيَّةٌ كانَتْ عَلَيْها قُلُوبُ النِّفاقِ مُكْتَمَنَةً از حالم چه مىپرسى اى ام‌سلمه ، من در ميان اندوه و رنج بسيار به سر مىبرم ، از يكسو پدرم پيامبر ( ص ) را از دست داده‌ام و از سوى ديگر [ با چشم خود مىبينم كه ] به جانشينش [ على بن ابيطالب ] ستم شده است .