تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
اكنون آماده باشيد ! كه گرد بلا انگيخته شد و تيغ خشم خدا از نيام انتقام آهيخته . شما را نگذارد تادمار از روزگارتان برآرد ، آن‌گاه دريغ سودى ندارد . جمع شما را بپراكند و بيخ و بنتان را بركند . دريغا كه ديده حقيقت بين نداريد . بر ما هم تاوانى نيست كه داشتن حق را ناخوش مىداريد . ملاقات دو صحابى با فاطمه ( س ) دختر پيغمبر چند روز را در بستر بيمارى بسر برده ؟ درست نمىدانيم ، چند ماه پس از رحلت پدر زندگانى را بدرود گفته ؟ در اين بيمارى بود كه دو تن صحابى پيغمبر ابوبكر و عمر خواستار ديدار او شدند . اما دختر پيغمبر رخصت اين ديدار را نمىداد . على ( ع ) گفت من پذيرفته‌ام كه تو به آنان اجازت ملاقات دهى . فاطمه گفت حال كه چنين است خانه خانه تو است . « 1 » اما ظاهرا از اين ملاقات نتيجه‌اى كه در نظر بود به دست نيامد . دختر پيغمبر به آنان گفت : نشنيديد كه پدرم فرمود فاطمه پاره تن من است ، هر كه او را بيازارد مرا آزرده است ؟ گفتند چنين است ! فاطمه گفت شما مرا آزرديد و من از شما ناخشنودم ، « 2 » و آنان از خانه او بيرون رفتند . وصيت به اسماء در واپسين روزهاى زندگى ، اسماء دختر عميس را كه از مهاجران و از نزديكان وى بود طلبيد ، و به او گفت : - من خوش نمىدارم بر جسد زن جامه‌اى بيفكنند و اندام او از زير جامه نمايان باشد .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 43 ، ص 170 ، به نقل از دلائل الامامه ؛ علل الشرائع ، ج 1 ، ص 178 . ( 2 ) - بحار الانوار ، ص 171 .