اكنون آماده باشيد ! كه گرد بلا انگيخته شد و تيغ خشم خدا از نيام انتقام آهيخته . شما را نگذارد تادمار از روزگارتان برآرد ، آنگاه دريغ سودى ندارد . جمع شما را بپراكند و بيخ و بنتان را بركند . دريغا كه ديده حقيقت بين نداريد . بر ما هم تاوانى نيست كه داشتن حق را ناخوش مىداريد .
ملاقات دو صحابى با فاطمه ( س )
دختر پيغمبر چند روز را در بستر بيمارى بسر برده ؟ درست نمىدانيم ، چند ماه پس از رحلت پدر زندگانى را بدرود گفته ؟
در اين بيمارى بود كه دو تن صحابى پيغمبر ابوبكر و عمر خواستار ديدار او شدند . اما دختر پيغمبر رخصت اين ديدار را نمىداد . على ( ع ) گفت من پذيرفتهام كه تو به آنان اجازت ملاقات دهى . فاطمه گفت حال كه چنين است خانه خانه تو است . « 1 »
اما ظاهرا از اين ملاقات نتيجهاى كه در نظر بود به دست نيامد . دختر پيغمبر به آنان گفت : نشنيديد كه پدرم فرمود فاطمه پاره تن من است ، هر كه او را بيازارد مرا آزرده است ؟ گفتند چنين است ! فاطمه گفت شما مرا آزرديد و من از شما ناخشنودم ، « 2 » و آنان از خانه او بيرون رفتند .
وصيت به اسماء
در واپسين روزهاى زندگى ، اسماء دختر عميس را كه از مهاجران و از نزديكان وى بود طلبيد ، و به او گفت :
- من خوش نمىدارم بر جسد زن جامهاى بيفكنند و اندام او از زير جامه نمايان باشد .
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 43 ، ص 170 ، به نقل از دلائل الامامه ؛ علل الشرائع ، ج 1 ، ص 178 .
( 2 ) - بحار الانوار ، ص 171 .