- عمر ، مىخواهى خانه ما را آتش بزنى ؟
- آرى ؟ « 1 »
على و خانواده پيغمبر چه گناهى كرده بودند كه بايد آنان را آتش زد ؟
آيا انصار واقعه جحفه را نمىدانستند يا نمىپذيرفتند ؟ آيا مىتوان گفت از صد هزار تن مردم يا بيشتر كه در جحفه گرد آمدند و حديث غدير را شنيدند هيچيك از مردم مدينه نبود ، و اين خبر به تيره اوس و خزرج نرسيد ؟
آيا اصل حكومت و انتخاب زمامدار را مىتوان از دين جدا ساخت ؟ بخصوص كه شارع اسلام خود اين اصل را تثبيت كرده باشد ؟
من نمىخواهم عاطفه گروهى از مسلمانان جريحه دار شود ، نمىخواهم خود را در كارى داخل كنم كه دستهاى از مسلمانان براى خاطر دين يا دنيا خود را در آن درآوردند . « 2 » اما سخن شهرستانى سخنى بسيار پرمعنى است كه « در اسلام در هيچ زمان هيچ شمشيرى چون شمشيرى كه به خاطر امامت كشيده شد ، بر بنياد دين آهيخته نگرديد . » « 3 »
تصرف فدك از سوى حكومت
روزى چند از ماجرا نگذشته بود كه حادثه ديگرى رخ داد : دهكده فدك ملك شخصى نيست و نبايد در دست دختر پيغمبر بماند ! حاكم مسلمانان به مقتضاى رأى و اجتهاد خود نظر مىدهد . آنچه به عنوان فِىءْ در تصرف پيغمبر بوده ، جزء بيت المال مسلمانان است و اكنون بايد در دست خليفه باشد . بدين جهت عاملان فاطمه ( س ) را از دهكده فدك بيرون راندهاند .
هامش
( 1 ) - عقدالفريد ، ص 2 ؛ انساب الاشراف ، ص 586 .
( 2 ) - پس از پنجاه سال ، ص 30 .
( 3 ) - الملل و النحل ، ج 1 ، ص 16 .