همچون اثر حاضر كه از يك سو با تاريخ و وقايع گذشته سروكار دارد و از سوى ديگر نگارش سيره يكى از معصومين ( ع ) است ، تسلط بر مباحث تاريخى كاملًا اهميت پيدا مىكند . اطلاع از اين مسائل كه چه كسى چه سالى به دنيا آمده يا از دنيا رفته ، چه كسى مقدم بر ديگرى و چه كسى مؤخر از ديگرى است ، افراد هم عصر و معاصر چه كسانى بودهاند ؟ آيا شرايط زمانى و مكانى اجازه روايت را به راوى مىدهد و . . . در سنجش روايات تاريخى بسيار مهم است كه مباحث عالمانه نويسنده ارجمند نشان از عمق اطلاع وى از اين قبيل ماجراها دارد .
همچنين احاطه ايشان بر منابع تاريخى بسيار خوب است و گاهى يك روايت را از چند منبع گوناگون نقل مىكند . از شعر عربى و فارسى به حد كافى استفاده مىنمايد ، هرچند در اغلب اوقات به نام شعراى آنها اشاره نمىكند . قلم ، قلم روانى است ، از عنصر حكايت و داستان زياد استفاده مىشود ، از اين رو افراد در سنين مختلف و شرايط متفاوت به خواندن كتاب رغبت نشان مىدهند .
در انتخاب بسيارى از عناوين و سرفصلها دقت شده و اينامر ، مطالعه كتاب را تسهيل مىكند . كاش اين دقت و ظرافت در همه عناوين به چشم مىخورد و شاهد عناوين سبكى چون : « اين حديث را هم بخوانيد » ( ص 29 ) ، « فرداى آن شب » ( ص 68 ) ، « بازگرديم به اصل بحث » ( ص 114 ) و « باز هم رسوايى » ( ص 207 ) نبوديم . كتاب مضطرب و آشفته نيست ، سير منطقى جريانات حفظ شده و حكايت از مهارتنويسنده در قلمفرسايى خويش دارد . اگر گاهى به مناسبت اندكى از بحث فاصله مىگيرد ، در وقت مقتضى دوباره به بحث خويش باز مىشود . نظير توضيحى كه نويسنده پيرامون فضه كنيزك حضرت زهرا بيان كرده است . « 1 »
هامش
( 1 ) . صفحات 111 تا 113 كتاب به نقل از مناقب شهر آشوب ، ج 3 ، ص 343 .