بودند ، چنان كه گفته مىشود حضرت داوود وقتى ذريهاش به وى عرض شد ، چهل سال از عمر خود را به فرزندش بخشيد و چون عمرش به سر رسيد خوشش نيامد و به جزع پرداخت و گفت هنوز چهل سال از عمر من باقى است . به وى گفتند تو آن را به فرزندت بخشيدى و او انكار كرد . و نوح كه عمرش از همه پيامبران طولانىتر بود و در حدود 905 سال در اين دنيا زندگى كرد ، وقتى اجلش رسيد از او پرسيدند دنيا را چگونه ديدى ؟ گفت مانند خانه دو درى كه از درى وارد و از درى خارج مىشوند . و روايت شده كه حضرت ابراهيم ( ع ) از خدا خواسته بود كه او را نميراند تا اينكه خود درخواست كند . و حضرت موسى وقتى با فرشته مرگ ديدار كرد ، سخت ناراحت شد بطورى كه آن فرشته به خدا عرضه داشت : خدايا ، مرا به سوى بندهاى فرستادهاى كه مرگ را دوست ندارد .
اما فاطمه زهرا ( س ) با اينكه جوانى كم سن و سال است و كودكانى صغير و شوهرى كريم دارد ، وقتى پدرش از مرگ خود به او خبر مىدهد گريان مىشود و به مجرد اينكه پدر او مىگويد تو نخستين كسى هستى كه به من ملحق مىشوى ، خندان مىشود . « 1 »
اين نشان دهنده عظمت روح خداجوى اين بانوى جوان است كه ديدار با خدا و پيوستن به پيامبر خدا را بر دنيا و شوهر و فرزندان و جوانى ترجيح مىدهد و نه تنها حاضر است جان خود را به جان آفرين تسليم كند بلكه بسيار خوشنود و خندان و بهترين الگو و نمونه مسلمات است . « 2 »
هفتاد و پنج روز مراوده جبرئيل با فاطمه ( س )
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 16 ، ص 5 ، باب فضايل فاطمه رضى اللّه عنها .
( 2 ) . ص 26 و 27 كتاب به نقل از كشف الغمة فى معرفة الائمه ، ج 1 ، ص 454 و 455 .