ورم كرده و زخم شده است . ديشب را تا صبح به آرد كردن گندم مشغول بودم و ابوالحسن ( ع ) فرزندانم حسن و حسين ( ع ) را نگهدارى مىكرد . ( حديث 93 - ص 178 كتاب )
دردناكترين روز زندگى
پس از آنكه براى ابوبكر بيعت گرفتند ، و مردم سكوت و انزوا را برگزيدند ، حضرت زهرا ( س ) فرمود : من هرگز روزى همانند امروز نديدم كه امت اسلامى زشتترين صحنهها را پديد آورند . جنازه رسول اللّه ( ص ) را در برابر ما واگذاشتند و خودسرانه و مستبدانه ديگران را به جاى ما نشاندند . ( حديث 171 - ص 291 كتاب )
زهر هجرى چشيدهام . . .
در لحظههاى غمبار رحلت پيامبر ، حضرت فاطمه ، امام على ، امام حسن و امام حسين ( ع ) در اطراف بستر رسول خدا حلقه زده و با چشمانى اشكبار ، نظارهگر غروب خورشيد رسالت بودند .
آن بزرگ پيامبر ، خواست سخنى بفرمايد ، اما نتوانست ، و در حالى كه مىگريست ، بى رمق در بستر افتاد .
فاطمه با مشاهده اين منظره به فرياد آمد و فرمود : اى رسول خدا ؛ همانا قلب مرا از جا كندى و جگرم را سوزاندى . آنگاه كه گريه تو را مشاهده كردم . . . اى بزرگ پيامبران از حضرت آدم تا آخرين آنان . . . اى امين پروردگار ، اى فرستاده و محبوب خداوند ، اى پيامبر خدا !
پس از تو چه بر سر فرزندانم خواهد آمد ؟
پس از تو چه مصيبتها و ذلت و خواريها كه بر من باريدن خواهد گرفت ؟
پس از تو چه بر سر وحى الهى ( و دستورات خداوند ) خواهد آمد ؟ ( حديث 35 - صفحات 63 و 64 كتاب )
بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 237
مساهمون: حسين سروقامت
ص٢٣٧