شناسايى قبر فاطمه ( س )
از ديگر مسائلى كه نويسنده به دقت بدان پرداخته و نكات گوناگون اطراف آن را از نظر دور نداشته ، مسئله قبر حضرت فاطمه است . « 1 »
در كتاب حاضر به كرات آمده ، و اين خود بزرگترين علامت سؤال تاريخ تشيع است كه حضرت فاطمه اراده كرده بود قبرى مخفى داشته باشد و از همين رهگذر بود كه على بن ابيطالب ، فاطمه را درتاريكى شب به خاك سپرد و قبرش را با زمين هموار ساخت و صورت چهل قبر تازه احداث كرد تا دشمنان كاملًا در اشتباه واقع شوند و موضع حقيقى قبر را تشخيص ندهند . گر چه خود على بن ابيطالب و فرزندان زهرا و خواص اصحاب و خويشان آن حضرت محل قبر را مىدانستند ولى سفارش فاطمه در مورد اخفاى قبر به طورى جدى و مؤكد بود كه هيچ يك از آنان حاضر نشد آن را معرفى كند . حتى كارى نكرد كه از آثار و قرائن ، موضع قبر شناخته شود . ائمه اطهار هم يقينا از موضع آن مطلع بودند ولى اجازه نداشتند اين سرّ الهى را آشكار سازند .
نويسنده پس از بيان مطالبى كه گذشت ، شواهدى را نقل مىكند كه هر يك دلالت بر دفن حضرت زهرا در محل خاصى دارد . شواهدى كه توسط برخى از اصحاب يا علما و دانشمندان اسلام مورد تأييد قرار گرفتهاند :
1 - روضه رسول خدا
- مجلسى از محمد بن همام نقل كرده كه على ( ع ) فاطمه را در روضه پيغمبر مدفون ساخت ولى آثار قبر را به كلى از بين برد .
- مجلسى از فضه كنيز زهرا ( س ) روايت كرده كه در روضه رسول خدا بر فاطمه نماز خواندند و همان جا مدفون شد .
هامش
( 1 ) - صفحات 200 تا 202 كتاب .