تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بانوى آب و آفتاب ( طرحى نو در كتاب شناسى حضرت زهرا س ) ( فارسي ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
عايشه مىگويد فاطمه ( ص ) در سخن گفتن شبيه‌ترين مردم به رسول خدا بود . وقتى بر پيغمبر وارد مىشد ، آن حضرت دستش را مىگرفت و مىبوسيد و بر جاى خودش مىنشانيد . « 1 » روزى عايشه پيغمبر را ديد كه فاطمه را مىبوسد . عرض كرد يا رسول اللّه ؛ آيا هنوز هم فاطمه را مىبوسى با اينكه او شوهر دارد ؟ پاسخ داد اگر مىدانستى من چقدر فاطمه را دوست دارم ، محبت تو هم نسبت به او زيادتر مىشد . فاطمه حوريه‌اى است به صورت انسان . هر وقت مشتاق بوى بهشت مىشوم ، او را مىبوسم . « 2 » على بن ابيطالب از پيغمبر پرسيد يا رسول اللّه ؛ مرا بيشتر دوست دارى يا فاطمه را ؟ فرمود ، تو عزيزترى و فاطمه محبوب‌تر . « 3 » پيغمبر تا صورت فاطمه را نمىبوسيد ، به خواب نمىرفت . « 4 » پيغمبر مىفرمود فاطمه پاره تن من است . هر كس او را خشنود كند ، مرا خشنود كرده و هر كسى او را اذيت كند ، مرا اذيت كرده است . عزيزترين مردم نزد من فاطمه است . « 5 » و . . . از اين موارد در كتاب حاضر و ساير كتب به وفور ديده مىشود اما كمترى كسى به تحليل اين ماجرا پرداخته كه علت اين همه محبت از سوى پيامبر اكرم نسبت به دختر خويش چه بوده است ؟ نويسنده محترم با ورود در اين بحث و با بيان اعتراض برخى از صحابه به‌ويژه برخى از همسران رسول خدا به اين ماجرا چنين محبتى رااز سوى پدر نسبت به فرزند يا ناشى از جهل و كوتاه فكرى پدر مىداند
هامش
( 1 ) - كشف الغمه ، ج 2 ، ص 79 . ( 2 ) - همان ، ص 85 . ( 3 ) - همان ، ص 88 . ( 4 ) - همان ، ص 93 . ( 5 ) - مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 332 .