عايشه مىگويد فاطمه ( ص ) در سخن گفتن شبيهترين مردم به رسول خدا بود . وقتى بر پيغمبر وارد مىشد ، آن حضرت دستش را مىگرفت و مىبوسيد و بر جاى خودش مىنشانيد . « 1 »
روزى عايشه پيغمبر را ديد كه فاطمه را مىبوسد . عرض كرد يا رسول اللّه ؛ آيا هنوز هم فاطمه را مىبوسى با اينكه او شوهر دارد ؟ پاسخ داد اگر مىدانستى من چقدر فاطمه را دوست دارم ، محبت تو هم نسبت به او زيادتر مىشد . فاطمه حوريهاى است به صورت انسان . هر وقت مشتاق بوى بهشت مىشوم ، او را مىبوسم . « 2 »
على بن ابيطالب از پيغمبر پرسيد يا رسول اللّه ؛ مرا بيشتر دوست دارى يا فاطمه را ؟ فرمود ، تو عزيزترى و فاطمه محبوبتر . « 3 »
پيغمبر تا صورت فاطمه را نمىبوسيد ، به خواب نمىرفت . « 4 »
پيغمبر مىفرمود فاطمه پاره تن من است . هر كس او را خشنود كند ، مرا خشنود كرده و هر كسى او را اذيت كند ، مرا اذيت كرده است . عزيزترين مردم نزد من فاطمه است . « 5 »
و . . .
از اين موارد در كتاب حاضر و ساير كتب به وفور ديده مىشود اما كمترى كسى به تحليل اين ماجرا پرداخته كه علت اين همه محبت از سوى پيامبر اكرم نسبت به دختر خويش چه بوده است ؟
نويسنده محترم با ورود در اين بحث و با بيان اعتراض برخى از صحابه بهويژه برخى از همسران رسول خدا به اين ماجرا چنين محبتى رااز سوى پدر نسبت به فرزند يا ناشى از جهل و كوتاه فكرى پدر مىداند
هامش
( 1 ) - كشف الغمه ، ج 2 ، ص 79 .
( 2 ) - همان ، ص 85 .
( 3 ) - همان ، ص 88 .
( 4 ) - همان ، ص 93 .
( 5 ) - مناقب ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 332 .