مرا بگير ولى با من مدارا كن . در آخرين لحظه حيات فرمود : پروردگارا به سوى تو مىآيم ، نه به سوى آتش .
اين كلمات را گفت و چشمهاى نازينش را بست و دست و پايش را دراز كرد و جان به جانآفرين تسليم گفت . « 1 »
تلاش ديگرى كه نويسنده در جاى جاى كتاب حاضر صورت داده ، بازشناسى اسلام ناب در رفتار عملى اهل بيت عصمت و طهارت است . دقت در بيان مطالبى كه مردم خيال نكنند اين خاندان تافته جدا بافتهاى هستند كه از اميال و كششهاى ظاهرى مردم در آنها خبرى نيست :
پيامبر اكرم وارد شد گردنبندى از طلا در گردن فاطمه ديد و فرمود دخترم به سخن مردم كه مىگويند فاطمه دختر محمد ؛ مغرور نشو ، در حالى كه لباس ستمكاران را در بر داشته باشى . زهرا فورا گردنبند را بيرون آورد و فروخت و از پولش بندهاى خريد و آزاد نمود . پيغمبر خدا از عمل زهرا خشنود شد . « 2 »
. . . و مسئووليتى كه آنان خود به عهده دارند :
پيامبر وظيفه دارد خانوادهاش را اصلاح كند و از خوشگذرانى و تجمل پرستى بر حذر بدارد و به آنها تفهيم كند كه خانه پيامبر جاى خوشگذرانى و تجمل پرستى نيست ، بلكه جاى مواسات و ساده زيستن و خدمت به اسلام و مسلمين است . « 3 »
چه زيباست ، تصويرى كه نويسنده از زندگى ساده و بى پيرايه على و فاطمه در مقابل ديدگان خوانندگان كتاب خويش قرار مىدهد . تصويرى از كانون محبت و صفا و صميميت و صداقت ، تصويرى از مسئوليت
هامش
( 1 ) - ص 192 كتاب .
( 2 ) - ص 113 كتاب به نقل از ذخائر العقبى ، ص 51 .
( 3 ) - ص 112 كتاب .