اشكال ديگر عدم ذكر منبع و مأخذ در شناسايى روايات است .
به عنوان مثال در اثر حاضر به روايتى از رسول اكرم اشاره شده كه حضرت فرمودهاند : دين اسلام فقط به وسيله دو عامل برپاى ايستاد و قوام يافت : شمشير على ( ع ) و مال خديجه . « 1 »
براى اين حديث ، علاوه بر خدشهاى كه در دلالت آن مىتوان وارد كرد ، سندى در كتاب يافت نشد .
همچنين در روايتى سخنان حضرت زهرا با خليفه اول ، ابوبكر ، نقل شده كه منبع و مأخذ ندارد . « 2 »
از اين قبيل روايات به وفور در كتاب آمده است . « 3 »
در برخى از بخشهاى كتاب ، نام كتاب مرجع آمده اما به جلد و صفحه آن اشاره نشده است . نظير رواياتى كه در باب تولد حضرت فاطمه ( س ) از كتب كافى مرحوم كلينى ، مناقب ابن شهر آشوب ، بحار الانوار مرحوم مجلسى ، روضة الواعظين فتّال نيشابورى ، اقبال الاعمال سيد بن طاووس ، مصباح كفعمى ، مصباحين و دلائل الامامة محمد بن جرير طبرى آمده است . « 4 »
از اينها كه بگذريم دستهبندى منابع و مآخذ به صورت روشن و واضح انجام نشده است . گاهى در متن به منبع اشاره شده ، گاهى به
هامش
( 1 ) - ص 43 كتاب .
( 2 ) - بند دوم از ص 312 كتاب .
( 3 ) - به عنوان مثال در ص 36 و 37 روايات متعددى آمده و با پاورقى 21 و 22 و 23 مشخص گرديدهاند . آنها جملگى فاقد منبع و مأخذ هستند و در پىنوشتهاى آنان تنها متن عربى آمده است . يا در صفحات 414 ، 415 ، 416 ، 419 ، 420 و . . . بيان خطبه حضرت زهرا س اشاره به نسخه ديگرى شده كه مشخص نيست كدام نسخه مقصود و اعتبار آن تا چه حد است . همچنين در متن به مواردى برمىخوريم كه نويسنده آيه شريفهاى از آيات قرآن را يادآور مىشود و در پىنوشت ترجمه آن را هم بيان مىكند اما به نام سوره و شماره آيه اشارهاى نمىنمايد . نظير آيه شريفه 103 از سوره انعام ؛ « لا تُدْرِكُهُ الْابْصارُ . . . » كه در ص 347 كتاب بيان شده است .
( 4 ) - صص 58 و 59 كتاب .