فهرست اشعار
از آتش هجران تو اى عهدشكن * در ديده نگاه و در لبم سوخت سخن
352
الهى در جهان چندان بماند * كه بر خاك فلك تكبير خواند
445
بست شاهش به ميان منطقهوار * تا كند كل جهان را تسخير
160
بهار آمد كه بىصهبا نباشيم * گر او بىماست بىاو ما نباشيم
540
به اقبال آن خسرو بىهمال * نشان داد اين در ز فتح دگر
159
به خدا كار چو افتاد خداساز شود * گره قطره به دريا چو رسد باز شود
8
به سال تخاقوى از باغ شاه * به امر شهنشاه والاگهر
159
به عزم صيد بيرون رفت از عشرتگه اشرف * كميتش را به روى تپهاى آورد در جولان
523
به غير مهر درخشان كه حد آن دارد * كه نام سايگى او به خويش بگذارد
398
بيا كه ترك فلك خوان روزه غارت كرد * هلال عيد به دور قدح اشارت كرد
606
پى تاريخ اين عالى بنا پير خرد گفتا * همايون تپهء صاحبقرانى باد جاويدان
523
پى تاريخ اين عالى بنا پير خرد گفتا * همايون تپهء صاحبقرانى باد جاويدان
523
پى سال تاريخ اين فتح باب * كه پيوسته بادا مصون از خطر
159
تا به كى چون داغ در يكجا كسى گيرد قرار * همچو اشكم آبروى يكقدم رفتار ده
353
تا جهان را كند از ظلمت پاك * برق تيغش شده خورشيد منير
160
تا گريهء من صرف كجا خواهد شد * سرگردانم چو ابر گم كرده چمن
352