پيشگفتار انجمن
به نام خداوند جان و خرد
تاريخ به چه درد مىخورد ؟ دانشى كه در آن كار و كردار يك نفر كه زمان مملكتى را به دست با كفايت يا بىكفايت خود گرفته با تهديد و تطميع گروهى را به دنبال خود انداخته ، از شمال به جنوب و از شرق به غرب تاخته ، به طمع مال و مملكت آن گروه را به جان گروهى ديگر از مملكت ديگر كه هرگز همديگر را نديده بودند ، انداخته ، از كشتهها پشته مىسازد و از كلهها مناره مىافرازد چرا بايد مورد بررسى قرار گيرد ؟ واقعا تعيين دقيق اين مسئله كه آيا روز دوشنبه غرهء ماه فلان ، به همان قدر قدرت فرمان قتل عام را در همدان شهر صادر كرد يا روز سهشنبه سلخ ماه فلان بود ، چه دردى از خوانندهء امروز را دوا مىكند ؟ جوينى مىنويسد : « يكى از بخارا كه پس از واقعهء مغول گريخته و به خراسان آمده بود ، حال بخارا از او پرسيدند . گفت :
« آمدند و كندند و سوختند و كشتند و بردند و رفتند . » گاهى شمار كشتگان چندان زياد بوده كه مورخ شنيدهء خود را باور نمىكند . باز جوينى مىنويسد : « كثرت شمار كشتگان چندان شنيدهام كه مصدق نداشتهام و بدان سبب ننوشته . » ، دانستن اين فجايع چه گرهى را مىگشايد ؟
براى پاسخ دادن به پرسش خود ، سؤال ديگرى بايد طرح كنيم كه خود زندگى