تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
« نه ، به‌خدا سوگند ، به پدرت « طه » قسم ، كه ستايش جز تو را شايسته نيست . پارهء تن مصطفى صلى الله عليه و آله هستى و جزء حكم كل را دارد ، هر آنچه جزء را خشنود كند ، كل را خشنود ساخته است . در شعور و احساس ، پاره‌اى از وجود اويى ، هر آنچه تو را بيازارد او را آرزده است . اگر كمترين اندوه در سيمايت ظاهر شود ، اثر آن در چهرهء پدرت مشاهده گردد . همه از يك گوهريد ، كه پيوندش بريده نيست و اين راز را در فرزندانت به ارث نهاده‌اى ! تو در همه چيز ، مانند پيامبرى و آنان كه تو را ببينند پيامبر را ديده‌اند . تو ريحانهء پيغمبرى كه هرگاه تو را مىبوييد خرسند مىشد ! پس چگونه تو را به حضور نطلبد ! هرگاه بر او وارد مىشدى با شادمانى به پا مىخاست و از درياى مهرش ، سيرابت مىنمود . چنين رتبه‌اى از قرب ، برترين مراتب است و تَفَضُلى از مالك جهان هستى است . اگر پدرت را دوست مىداشتند تو را نيز دوست داشتند ، و اگر او را دشمن داشتند با تو دشمنى كردند . بالاترين مثال را مصطفى صلى الله عليه و آله به تو مىزد و اين فضيلتى است تو را اگر انصاف دهند . حكم خدا بود كه به وسيلهء شما نور هدايتش را به كمال رساند ، به رغم آنان كه با شما دشمنى كردند . تو در بخشش چون دريايى و فرزندانت ، دُرّهايى هستند كه ساحلِ اين دريا را پر كرده‌اند . مصطفى صلى الله عليه و آله ، از خدا خواست كه جمع كثيرى را از نسل مبارك تو پديد آورد . گويى حضرتش را مىبينم كه در شبَ زفاف ، هنگام تبريك گفتن ، بر اين مطلب ( كثرت اولاد نسلِ تو ) دعا مىكند . دعاى پدرى مهربان ، كه شوهرت مرتضى را ، همچون تو در پرتوِ عنايت خويش داشت . تو ، قرصِ نانى را ايثار كردى ، در حالىكه سه روز گرسنه بسر بردى و از خوراك سير نشده بودى !