بهاى آن تشويق كرد و اين جز بدان خاطر نبود كه او پارهاى از وجود وى بود و مىخواست كه زهرا نمونهء اعلا در زهد و صبر و رياضت باشد ، همانگونه كه شخص پيامبر چنين بود ، تا شايستگى منزلت سيدهء زنان عالم را در روز قيامت داشته باشد .
9 - و از خصايص او اين استكه آخرين فرد از فرزندانِ پيامبر بود كه وفات كرد و نخستين فرد از اهلبيت پيامبر كه به پدر ملحق شد ؛ زيرا بعد از پدر جز چند ماهى زندگى نكرد . و در آن هنگام بيست و هشت ساله بود « 1 » و اين دليلِ حقارتِ دنياست و اينكه آنچه نزد خداوند متعال است براى مؤمنان بهتر و ماندگارتر است و خداى عزّوجلّ براى پارهء تن پيغمبر و آن بانوى با جلالت اراده نموده كه به اصل كرامت و جلالت خود ملحق شود ! و در ملأاعلى او راكه - شصت و سه ساله - درگذشت ، ديدار كند .
خاتمه
مُسَلَّم است كه انتساب به رهبران هدايت و صاحبان فضل و دين ، يكى از بهترين چيزهاست كه به آن وسيله بتوان اميد تَقَرُّب به محضر ربّالعالمين داشت تا چه رسد كه با سَيّد بشر و نورِ ديدگانِ ما خويشاوند باشد . اين نَسَبِ شريف ، به فاطمهء زهرا ، خيرالنساء ، سرور زنان ، دخترِ بهترين پدران و مادران ، مادرِ فرزندانِ اميرالمؤمنين ، ( علىبن ابىطالب عليه السلام ) حسن و حسين ، اختصاص دارد . آنان كه همواره نام و يادشان و ياد دودمان پاك و مباركشان براى همهء مسلمانان در اقطارِ عالم ، عطرآگين بوده است ، جز كسانى كه در دل نقصانى داشتهاند .
براى شرافتِ اهلبيت گفتارى كه ( طبرانى و ابويعلى ) از پيامبر نقل كردهاند ، كافى است : « كلّ بني آدم ينتمون إلى عصبة إلّا ولد فاطمة أنا وليّهم و أنا عصبتهم » « 2 »
از خداوند مىخواهيم ، توفيق پيمودن راهى را كه شايستهء شرافت آنهااست ، عطا كند
هامش
( 1 ) - به اعتقاد مورخان و محدثان شيعه هجده يا بيست ساله بود ، « مترجم » .
( 2 ) - طبرانى ، در معجم الكبير ، ج 3 ، ص 44 ، ح 2631 ؛ خطيب ، تاريخ بغداد ، ج 11 ، ص 285